دماوند کوه

کوه دَماوَند کوهی در شمال ایران است که بلندترین کوه ایران، خاورمیانه و بلندترین قلهٔ آتشفشانی آسیا است.[۷] دماوند در پاره مرکزی رشته‌کوه البرز در جنوب دریای خزر جای دارد. از دیدگاه تقسیمات کشوری، در بخش لاریجان شهرستان آمل در استان مازندران قرار دارد.[۸] به هنگام صاف و آفتابی‌بودن هوا، از شهرهای تهران، ورامین، قم و همچنین کرانه‌های دریای خزر قابل رؤیت است.[۸] کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.[۹] همچنین کوه دماوند از سال ۱۳۸۱ به عنوان «اثر طبیعی ملّی» در شمار مناطق چهارگانهٔ ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفته‌است.[۱۰]

از دماوند در اساطیر ایران هم یاد شده‌است و شهرت آن بیش از هر چیز به این سبب است که ضحاک (پادشاهی ستمگر و اژدهافش) در آن به بند کشیده شده‌است.[۱۱] در آثار ادبی فارسی نیز فراوان به این اسطوره و به طور کلّی‌تر کوه دماوند اشاره شده‌است.[۱۲] در بندهش این‌چنین آمده: رود هرهز (هراز) در تپرستان است و از کوه دماوند سرچشمه می‌گیرد

 

ارتفاع

منابع مختلف اندازه‌های گوناگونی برای ارتفاع کوه دماوند از سطح آب‌های آزاد ذکر کرده‌اند. به نقل از درگاه ملّی آمار ایران، فرازایِ این کوه ۵٬۶۱۰ متر است[۱۴]؛ منابع دیگر، از جمله پایگاه ملّی داده‌های علوم زمین ایران و وب‌گاه رصدخانهٔ زمین ناسا، فرازای ۵٬۶۷۰ متر[۳][۱۵] و ۵٬۶۷۱ متر را نیز برای قلّهٔ این کوه ذکر کرده‌اند.

ارتفاع نسبی دماوند، که با اندازه‌گیری ارتفاع قلّه نسبت به پست‌ترین درّهٔ بین این قله و نزدیکترین قلّهٔ مرتفع‌تر تعیین می‌شود، ۴۶۶۱ متر است که دماوند را در ردهٔ دوازدهم بلندترین قلّه‌های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار می‌دهد.[۱۶]

فاصله از شهرهای نزدیک

این قلّه در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری جنوب غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال غربی شهر دماوند واقع شده‌است.[۸]

رودخانه‌های پیرامون

رودخانهٔ تینه در شمال، رودخانهٔ هراز در جنوب و شرق و رودخانهٔ لار در غرب این کوه واقع شده‌اند.[۸] رودخانه لار و دیوآسیاب در غرب و رود پنج او (پنج آب) در شرق دماوندکوه جاری است.

کوهستان

قلّهٔ دماوند در شرق کوهستان البرز مرکزی (استان مازندران) از رشته‌کوه البرز قرار دارد. قلّه‌های مجاور آن ورارو، سه سنگ، گل زرد، کاعون (کبود) و میانرود است.[۱۷]

 

آشوریان این کوه را کان سنگ لاجورد می‌انگاشتند. البته ایشان در خطا بودند و سنگ لاجورد از بدخشان می‌آمده‌است. در زمان تاخت و تاز آشوری‌ها به فلات ایران این کوه بخشی از حدود مادها شمرده می‌شده و در متن‌های آشوری هم بدان اشاره‌شده‌است. سارگون دوم در لشکرکشی خود سرزمین‌های تا کوه دماوند را خراج‌گزار خود نموده بود. در زمان اسرحدون نیز آشوری‌ها تا پای کوه دماوند لشکر کشیده‌بودند.[۵۲] اما به‌پیشروی ادامه ندادند چون دماوند و آن‌سوترش کویر لوت را پایان دنیا می‌پنداشتند.[۵۳]

دیاکونوف سنت گذاردن پیکر مردگان در کوه‌ها را آیین مغانی می‌انگارد که در دامنه دماوند می‌زیسته‌اند و آیین خود را به دیگر جاهای ایران پراکندند.[۵۴] در دامنهٔ دماوند تعداد زیادی گور پیش از تاریخ وجود دارد.[۵۵]

 
نقشه طبرستان و دیلم کشیده شده توسط اصطخری که در آن با مثلث بزرگی کوه دماوند نشان داده شده‌است. نزدیک‌ترین شهر به این مثلث در نقشه شلنبه می‌باشد.

در سده هشتم میلادی در پای کوه دماوند دژی بوده‌است که موبدی زرتشتی به نام مَس‌مُغان و پیروانش در آن می‌زیسته‌اند و این دژ به فرمان المهدی خلیفه عباسی ویران‌گشته و مس‌مغان نیز کشته شد.[۵۶] مس‌مغان (به عربی کبیرالمجوس) لقب بزرگان خاندان قارن بوده که تبار پارتی داشته و دارای سرزمین‌هایی در پای دماوند بوده‌اند.[۵۷]

غازان خان ایلخان مغول در ۴ شعبان ۶۹۴ (قمری) در لارِ دماوند به دست شیخ صدرالدین غسل کرد و مسلمان شد.[۵۸]

«در حدودالعالم آمده که ویمه و شلنبه دو شهرست از حدود کوه دنباوند و اندر وی بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد. (حدودالعالم. ص ۱۴۷)»[۲۹]

در دوران سلطنت دودمان پهلوی از نقش کوه دماوند و خورشید در حال تابش از پشت آن به عنوان نماد ایران زمین بهره می‌بردند.[۵۹]

قله دماوند در فرهنگ کشور ایران مظهر پایداری و استواری است و یک نماد ملی است و تاکنون بعنوان یک اثر ملی ثبت شده و به روش‌های گوناگون از آن بعنوان یک نماد ملی یاد می‌شود.

ثبت قله دماوند به عنوان اثر طبیعی ملی

اثر طبیعی ملی قله دماوند با مساحتی بالغ بر ۲۹۵۰ هکتار در سال ۱۳۸۱ طی مصوبه شماره ۲۲۱ مورخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۱ شورایعالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست پیوسته‌است. این اثر با ۳۹۷۶۱۱۳ تا ۳۹۸۲۱۵۰ عرض جغرافیایی و ۵۹۶۷۶۲ تا ۶۰۳۵۹۷ طول جغرافیایی در شمال شرق تهران و در استان مازندران واقع گردیده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی آن می‌توان از بومادران، پیر گیاه دماوندی، اسپرس کوهی و گون نام برد. استفاده بیش از حد از ظرفیت قابل تحمل محیط و همچنین بهره‌برداری پوکه معدنی در اطراف این اثر طبیعی ملی، از مهمترین عوامل تهدید کننده در تخریب آن به شمار می‌آید.[۱۰]

میراث طبیعی ایران

کوه دماوند در سی‌ام تیرماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در قالب میراث طبیعی ایران در فهرست آثار ملّی ایران ثبت شد.

ادعای ثبت در میراث جهانی

در فروردین ۱۳۸۷، خبرگزاری‌های ایران اخباری را در رابطه با ثبت کوه دماوند در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو منتشر کردند. این خبرها که از خبرگزاری‌های گوناگون مانند خبرگزاری فارس منتشر شد که در آن، کوه دماوند را به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران که در فهرست میراث طبیعی جهانی یونسکو به ثبت رسیده معرفی کردند.[۶۰] اما فریبرز دولت‌آبادی، معاون سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرگزاری میراث فرهنگی این ادعا را رد و آن را سوءتفاهم دانست. وی ابراز کرد: «متأسفانه برداشت اشتباهی از موضوع ثبت دماوند صورت گرفته و این خبر اشتباه است.»[۶۱]

روز ملی

روز ملی دماوند همزمان با تیرگان در مازندران با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان‌ماه برگزار می‌شود.[۶۲] انجمن دوست داران دماوند کوه، هر ساله این جشن را در روز سیزدهم تیر در دامنه‌های قله دماوند در «شهر رینه لاریجان شهرستان آمل» برگزار می‌کنند. این جشن به ثبت ملی نیز رسیده است.[۶۳] مراسم برف چال نیز یکی دیگر از مراسمی است که در اواسط اردیبهشت در شهرستان آمل، در مرتع اَسک وش بین رینه و پلور انجام می‌شود. هر سال در فصل بهار برف‌های باقی مانده از زمستان در دامنهٔ کوه دماوند جمع‌آوری می‌شود و در گودالی ریخته می‌شود. این کار، یک دوراندیشی و پیش بینی است تا آب کافی برای تابستان ذخیره شود. پس از پایان مراسم، جشن و خوردن غذاست که فقط مردها حق شرکت در آن را دارند. زن‌ها در روستای اسک می‌مانند و مراسم و جشن مربوط به خود را برگزار می‌کنند.

 

 

برنامه های عظیم برای کوهنوردی

عظیم قیچی ساز پرافتخارترین کوهنورد ایرانی و یکی از پرافتخارترین کوهنوردان جهان است که توانسته با صعود به قله 8هزار و 516 متری لوتسه، مجموع 14 قله بالای هشت هزار متر جهان را فتح کند و به باشگاه هشت هزار متری ها بپیوند. قیچی ساز بدون اکسیژن و شرپا این موفقیت بزرگ را برای ایران به دست آورده اما از اینکه مسئولان ورزش ایران به اهمیت این موضوع پی نبرده و از این افتخار بزرگ بهره‌برداری لازم را نمی‌کنند، گله مند است.

از نظر او کار در هشت هزار تایی ها دیگر به پایان رسیده است و حال به فکر فتح قلل مرتفع قاره‌ها و قطب شمال و جنوب است. قیچی ساز با حضور در ایسنا در مورد افتخارات، کم توجهی‌ها، دغدغه‌ها و همچنین آینده‌اش صحبت کرد. گفتگو با کوهنورد پرافتخار ایران را در ادامه می‌خوانید:

تنها 17 نفر در جهان توانسته‌اند تمام قلل بالای 8 هزار متر را فتح کنند

عظیم قیچی‌ساز بعد از صعود به قله لوتسه بیان کرد: صعود اخیر بنده به قله لوتسه با ارتفاع 8 هزار و 516 متر به عنوان چهارمین قله مرتفع جهان بود که با این صعود توانستم مجموعه 14 قله بالای هشت هزار متر را فتح کنم و به عنوان نخستین فرد ایرانی و هفدهمین فرد در جهان بدون اکسیژن و شرپا این افتخار را برای ایران کسب کنم. صعود بدون اکسیژن دشواری ها و سختی های خاصی دارد و در حال حاضر در سطح جهان تنها 17 نفر توانسته‌اند این افتخار را کسب کنند. در کوهنوردی بحثی وجود دارد که هرچه صعود مستقل‌تر و بدون استفاده از کمک‌های جانبی باشد، ارزش آن بیشتر است و به همین دلیل من نیز صعودهای خود را بدون اکسیژن و شرپا انجام می‌دهم تا صعود شاخصی باشد و در شان ملت و کشورمان باشد.

صعود به اورست 60 تا 70 هزار دلار هزینه دارد

او درباره هزینه‌های مالی درباره صعودهای خود بیان کرد: صعود قله‌های مختلف هزینه‌های مختلفی دارد. برای مثال کمترین هزینه برای صعود به اورست، نزدیک به 30 هزار دلار هزینه دارد و اگر خدمات و شرایط بهتری انجام گیرد، چیزی بالغ بر 60 تا 70 هزار دلار هزینه دارد. صعود با اکسیژن از جمله خدماتی است که هزینه صعود را افزایش می‌دهد.
وی درباره انتظار خود به عنوان فردی که توانسته بدون اکسیژن و شرپا چنین افتخار بزرگی را کسب کند اظهار کرد: طبیعی است که اگر از کسی انتظار داشتم نمی‌توانستم این افتخار بزرگ را کسب کنم. این 14 صعود را با هزینه شخصی و اسپانسری بانک سامان توانستم انجام دهم و در 13 صعود اخیر، شهرداری و شورای شهر تبریز حمایت و پشتیبانی کردند تا توانستم این دستاورد و افتخار ملی را به دست آورم. انتظار من از مسئولان زیاد است اما تا به امروز هیچ نتیجه‌ای نداشته و چیزی را شاهد نبودیم. یک یا دو بار درخواستی را انجام می‌دهیم، زمانی که نتیجه‌ای نداشته باشد دیگر خسته می‌شویم و خواسته‌ای نداریم.

فکر می‌کنم مسئولان ورزش اطلاعی از بازگشت من نداشتند!

قیچی‌ساز درباره حمایت‌های مالی از سوی مسئولان نیز بیان کرد:‌ از سوی فدراسیون هیچ کمکی مالی دریافت نکرده‌ام و تا این لحظه نیز از طرف وزارت ورزش و جوانان نیز هیچ عکس‌العمل و بازخوردی را شاهد نبودم.

او درباره روز استقبال وی در فرودگاه نیز بیان کرد: در روز استقبال هم‌نوردان، مسئولان بانک سامان، فدراسیون کوهنوردی، شورای شهر تبریز و آشنایان حضور داشتند که از آنها تشکر می‌کنم اما از مسئولان ذی‌ربط، فردی را در روز استقبال ندیدم. فکر می‌کنم مسئولان وزارت ورزش اطلاعی از بازگشت من نداشتند.

وزارت ورزش سهمی در این افتخارات نداشت

قیچی‌ساز درباره هدف خود از پیوستن به باشگاه 8 هزار متری کوهنوردی گفت: رشته‌های ورزشی مختلف مانند فوتبال و والیبال یک بخش فعالیت ورزشی و جسمی دارند و بُعد دیگر آن کسب افتخارات است. افتخارات اشاره به این دارد که این کشور چقدر آمادگی دارد و به بحث ورزش و سلامتی اهمیت می‌دهد. به نظر من ورزش ارتباط مستقیم با سلامت جامعه دارد که در هر کشوری می‌تواند تاثیر خود را داشته باشد. متاسفانه در سیستم ورزشی کشور به غیر از چند رشته ورزشی خاص، در سایر رشته‌ها مانند سنگ‌نوردی، کوهنوردی و رشته‌های رزمی، افتخارات به صورت خودجوش کسب شده است و ورزشکاران با هزینه‌های شخصی و عرق ملی ورزشکاران توانسته‌اند برای کشور افتخار کسب کنند. متاسفانه هیچ ارگان خاص که نقش مستقیم در این ورزش دارد هیچ نقشی در کسب افتخارات نداشته است. درباره رشته من نیز بسیار روشن است و من مدعی هستم تا به امروز هیچ حرکتی از سوی وزارت ورزش نشده است و هیچ حقی در به ثمر رسیدن این افتخار ورزشی ندارد.

از هر سه نفری که به برخی قله‌ها صعود می‌کنند یک نفر برنمی‌گردد

کوهنورد پرافتخار ایرانی درباره سخت‌ترین کوه‌هایی که تا به امروز فتح کرده بیان کرد: تمام قله‌ها خطرات خاص خود را دارد. اگر قرار بر این بود که ترسی وجود داشته باشد، هیچ وقت اقدام به فتح قله‌ها نمی‌کردم. قله‌هایی وجود دارند که از درجه سختی بالایی برخوردار هستند و آمار نشان می‌دهد یک سوم از نفرات صعود کننده جان خود را از دست می‌دهند، از جمله قله‌های کی تو، آناپورنا و نانگاپاربات از قله‌هایی سنگین و خطرناک هستند که با دعای خیر مردم و والدین توانستیم این قله‌ها را فتح کنیم. تا به حال ترسی نداشته‌ام چرا که به کاری که انجام می‌دادم مسلط بودم.

قیچی‌ساز با اشاره به اینکه هر فتح، خاطره خوبی است خاطرنشان کرد: موفقیت برای هر قله خاطره خوبی است و زمانی که نتیجه زحمات خود را شاهد هستیم طبیعی است که احساس شور و شعف و خوشحالی داریم و در حد توان خود دل یک ملت را شاد کرده‌ایم.

او درباره آسیب‌هایی که ممکن است رشته کوهنوردی در صعودهای بدون اکسیژن و شرپا داشته باشد گفت: اگر کاری بدون آگاهی انجام شود، آسیب‌های خاص خود را دارد. در ارتفاع بالای 8 هزار متر شرایط غلظت اکسیژن یک صدم شرایط عادی است. از نظر پزشکی کمبود اکسیژن غیر قابل قبول است و فرد نمی‌تواند زنده باشد ولی با تمرین‌های خاص و تمرین‌های هوازی و تجربیات خاص، توانستم موفق شوم. من به شخصه آسیب خاصی را تجربه نکردم.

سال 1953، آلمان‌ها برای صعود به قله نانگاپاربات 17 کشته دادند

او درباره پشتوانه سایر کوهنوردان خارجی برای موفقیت در صعود افزود: برای مثال در سال 1953 آلمان‌ها برای صعود به قله نانگاپاربات 17 کشته دادند. نه تنها دولت بلکه مردم نیز بسیج شده بودند تا صعود به قله را به اسم آلمان‌ها و نام خود ثبت کنند و این نشان از اهمیت آن دارد. حتی در زمانی که بعد از جنگ جهانی آلمان‌ها در شرایط ضعیفی بودند، مردم حمایت کردند تا هزینه‌های تیم را تامین کنند چرا که فتح قله، افتخار بزرگی برای آن‌ها بود. در حال حاضر در سطح دنیا شرکت‌های بزرگی هستند که از کوهنوردان حمایت می‌کنند. در ایران اکثر شرکت‌ها دولتی هستند و اتفاقی که برای من افتاد و بانک سامان از من حمایت کرد. تنها بحث مالی  مطرح نیست.

بسیاری کشورها در حسرت چنین افتخاری هستند/ وقتی برای صعود می‌رویم شاید برگشتی نباشد

وی ادامه داد: بسیاری از گلایه‌ها برای این است که ارزشی قائل نمی‌شوند. اگر زحمتی کشیده شده است، برای کسب افتخار برای ایران است. بسیاری از کشورها در حسرت کسب چنین افتخاری هستند و بحث این است که از این افتخار بهترین استفاده در سطح ملی شود تا بتوانیم کشور را بهتر معرفی کنیم و این سوالی است که رسانه‌ها باید از مسئولان بپرسند که چرا ارزشی قائل نیستند. اگر کسی به دنبال بحث مالی بود، هرگز چنین ریسک بزرگی را قبول نمی‌کرد بر روی قله‌هایی سرمایه‌گذاری کند که برگشت من 50-50 است. با هیچ هزینه‌ای نمی‌توان جان افراد را تقبل کرد. زمانی که برای یک صعود خداحافظی می‌کنیم، این حدس را می‌زنیم که شاید برگشتی وجود نداشته باشد و به این فکر می‌کنیم که برای جنگ می‌رویم.

او در ادامه افزود: در هیچ رشته ورزشی این شرایط وجود ندارد. در مقابل این زحمات و کاری  که انجام شده است انتظار این است تا حداقل بحث معنوی این کار در سطح گسترده‌ای انجام شود که متاسفانه اتفاقی نیفتاد. اگر بانک سامان این افتخار اخیر را در سطح تهران و کشور مطرح نمی‌کرد شاید هیچ فرد ایرانی متوجه این دستاورد نمی‌شد.

هیچ گاه از کوهنورد بودن پشیمان نشدم

این کوهنورد پرافتخار ایرانی درباره اینکه آیا تا به حال از کوهنورد شدن پشیمان است یا خیر تصریح کرد: هیچ گاه پشیمان نشدم. کوهنوردی یک کاری است که آگاهانه انجام می‌شود و هیچ مشوقی وجود ندارد و هیچ مبلغی نمی‌تواند خطرات موجود در این راه را جبران کند. تنها یک عرق ملی وجود دارد تا به فرد این انگیزه را می‌دهد تا یک دستاورد ملی را برای کشور به دست آورد.

در 15 سالگی به سبلان صعود کردم

قیچی‌ساز درباره روی آوردن خود به سمت کوهنوردی بیان کرد: اهل تبریز هستم و آذربایجان یک منطقه کوهستانی است. با گذشت زمان با صعود سبلان، دماوند و همچنین مطالعه درباره صعودهایی که در سطح دنیا انجام شده بود، انگیزه‌ای شد تا من نیز به سمت کوهنوردی کشیده شوم. نخستین قله‌ای که فتح کردم، قله سبلان بود که در آن زمان تنها 15 سال داشتم.

او در ادامه افزود: در سنین پایین نیز افرادی وجود دارند که توانسته‌اند قلل مختلف را صعود کنند. برای مثال افرادی داریم که با 13 سال سن، توانسته‌اند اورست را فتح کنند و این‌ها از جمله رکوردی هستند که در سطح جهان مطرح است. من در سطح خود توانستم کوهنوردی کنم و مرحله به مرحله صعودهای مختلفی انجام دهم. با گذشت زمان فرد به خودباوری می‌رسد. در ایران به دلیل اینکه زمینه سرمایه‌گذاری و کشف استعدادها وجود ندارد، هر فردی باید زحمت بکشد و اگر توانست، خود این موفقیت‌ها را به دست می‌آورد چرا که در کشور به صورت سیستماتیک این کار انجام نمی‌شود.

با خوابیدن در مسافرخانه و استفاده از لوازم دسته دوم شروع کردم

قیچی‌ساز درباره سختی‌های ابتدای راه خود بیان کرد: همیشه مشکل هزینه وجود داشته است. من با کمترین صعودها، خوابیدن در مسافرخانه‌ها و یا استفاده از لوازم دست دوم صعود کار را آغاز کردم. طبیعی است که در صعودهای اخیر این مشکلات وجود نداشته است.

وی درباره خطرات موجود در کوهنوردی اظهار کرد: قسمتی از خطرات موجود در کوهنوردی، انسانی است و قسمتی نیز طبیعی است. اگر در تشخیص مسیر و زمان بازگشت، اشتباه کنیم، خطای انسانی است اما گاهی مشکلات طبیعی است. برای مثال دو سال گذشته زلزله‌ای در نپال رخ داد و بهمن بزرگی به وجود آمد و 18 نفر جان خود را از دست دادند. یا در صعود قله ماناسلو، شب در چادر بودیم که بهمن آمد و 12 نفر نیز کشته شدند. این‌ها دست کوهنورد نیست و تقدیر و پیشامد است. در ارتفاعات بالا زمانی که کمبود اکسیژن است، احتمال یخ زدگی دست و پا و اِدِم مغزی و ریوی که منجر به مرگ می‌شود وجود دارد که می‌توان با تجربه و تدبیر، بسیاری از این خطرات را به صفر رساند که ما نیز توانسته‌ایم این کار را انجام داده و صعود خود را انجام دهیم.

او در پاسخ به این سوال که در صعودهای بدون اکسیژن آیا کپسول اکسیژن به همراه دارید تا در شرایط اضطراری استفاده کنید، گفت: کسی که بخواهد بدون اکسیژن صعود کند نباید اکسیژن با خود داشته باشد. اجباری در کار نیست اما هرچه صعود بکرتر باشد و فرد مدعی است در کار خود مسلط است، ارزشمندتر است. صعود بدون اکسیژن ریسک بزرگی است و به همین دلیل است که تنها 17 نفر در جهان توانسته‌اند این کار را انجام دهند.

او درباره اینکه چگونه مطمئن می‌شوند در این صعود اکسیژن مصرف نشده است بیان کرد: اکسیژن همراه نبوده است. هر کپسول اکسیژن نزدیک یک میلیون هزینه دارد و 5 کیلو وزن دارد و اگر کسی بخواهد از این کپسول استفاده کند باید ماسک آن را نیز به همراه داشته باشد و طبیعی است که یک کپسول 5 کیلویی را نمی‌توان مخفی کرد. در صعودهای بدون اکسیژن، کسی فرد را ترغیب نمی‌کند و کوهنورد خود تصمیم به این گرفته تا بدون اکسیژن صعود داشته باشد و صعود بدون اکسیژن یک کار ارزشی است.

قیچی‌ساز درباره مدت زمانی که پس از فتح قله، چه مدت زمانی بر روی قله است بیان کرد: در زمان صعود، 10 دقیقه بر روی قله بودم. اگر شرایط خوب باشد حداکثر 20 دقیقه نیز خواهیم ماند. تنها در حد استراحت و عکس گرفتن بر روی قله، چرا که باید به فکر برگشت نیز باشیم. معمولا یک پرچم نیز در دست داریم که تنها ملیت را نشان می‌دهد. البته کوهنوردان این طور فکر می‌کنند که تمام انسان‌ها آزاد هستند و مرزها تنها مرز سیاسی هستند و این پرچم تنها نشان از آدرس کشور را دارد.

روی قله سطح هوشیاری پائین می‌آید/ ممکن است مسیر را فراموش کنیم

وی درباره سطح هوشیاری بیان کرد: سطح هوشیاری 80-70 است و بسیاری از چیزها را فراموش می‌کنیم و حتی ممکن است مسیر را فراموش کنیم. باید بسیار مراقب بود.

قیچی‌ساز درباره خاطرات تلخ بیان کرد: یکی از خاطرات تلخ این است که نزدیک 15-14 تن  از دوستان خود را در کوه از دست داده‌ام از جمله محمد اوراز در سال 82، لیلا اسفندیاری در سال 90 و سایر همنوردان مانند آیدین بزرگی که جان خود را از دست دادند.

کوهنورد پرافتخار ایرانی درباره اینکه آیا تا به حال جان کسی را نجات داده است گفت: حتما نباید در شرایطی کمک شود که خطری اتفاق افتاده باشد. تجربه این را نشان می‌دهد که قبل از به وقوع پیوستن خطر، راهنمایی و مدیریت کنیم تا خطر نزدیک نشود که نه یک بار، بلکه چندین بار این شرایط به وجود آمد و تجربه به داد ما رسیده که توانسته‌ایم خطر را پیش‌بینی کنیم. تجربه حرف اول را می‌زند. برای مثال ممکن است در صعودهایی مانند هیمالیا 30 تا 50 درصد توان و استقامت مطرح باشد. 50 درصد باقی را تجربه کمک خواهد کرد.

فرد باهوش کسی است که از تجربه دیگران استفاده کند

او با اشاره به اینکه گذشتگان چراغ راه آینده هستند افزود: فرد باهوش کسی است که از تجربه دیگران استفاده کند و نیازی نیست که خود آن را تجربه کرده باشد. بهتر است فرد از تجربیات گذشته استفاده کند و یک گام جلوتر بردارد. مطالعه گزارش برنامه صعودها، دیدن خطای دیگران و تکرار نکردن آن، برای استفاده از تجربیات دیگران بهترین تاثیر را خواهد داشت. نقطه مهم دیگر که گواه بر این کار است، این است که در این 14 صعود من هیچ قله‌ای را در بار دوم صعود نکردم و توانسته‌ام تنها در بار نخست قله را فتح کنم و این نشان از این دارد که من درباره گزارش برنامه‌ها، تجربیات خطاهای انجام شده و نقاط قوت و ضعف همه را مطالعه کرده‌ام و مسلط برای انجام کار رفته‌ام که توانسته‌ام این موفقیت را به دست آورم. شاید یک یا دو بار فرد بتواند شانسی این کارها را انجام دهد ولی 14 بار نمی‌تواند شانسی باشد.

پروانه کاظمی می‌تواند انگیزه‌ای برای زنان ایرانی باشد

قیچی‌ساز با اشاره به اینکه در رشته تربیت بدنی تحصیل کرده است، خاطرنشان کرد: تحصیلات تربیت بدنی دارم و در این رشته هم تحصیلات علمی و هم تحصیلات عملی دارم. بحث سلامت جامعه و ورزش همگانی نباید در سطح شعار باشد، کسی که در راس کار قرار دارد اگر فرد موفقی باشد  باعث انگیزه سایرین خواهد شد. برای مثال در شهر تبریز همیشه دوچرخه‌سواران و کوهنوردان خوبی بودند که باعث شدند من نیز تشویق شوم حال ببینیم که چنین دستاورد بزرگی در سطح جامعه چقدر می‌تواند مشوق جوانان برای ورزش و سالم زندگی کردن باشد. در حال حاضر در ایران پروانه کاظمی توانسته 5-6 قله 8 هزارتایی را فتح کند. امسال نیز توانست صعود داشته باشد. شاید در سطح دنیا این گونه تصور شود که زنان ایرانی خیلی فعال نیستند اما ما پروانه کاظمی را داریم. پروانه کاظمی می‌تواند انگیزه‌ای برای زنان ایرانی شود تا از افسردگی و بی‌تحرکی نجات پیدا کنند. نیاز نیست که بانوان حرفه‌ای ورزش کنند اما می‌توانند از یک سلامت عمومی برخوردار باشند. پروانه کاظمی می‌تواند یک انگیزه باشد برای سایر زنان و باید به جامعه معرفی شود. هزاران نمونه مانند کاظمی وجود دارد و این به متولی ورزش مربوط می‌شود تا بتواند این‌ها را به جامعه معرفی کند و نباید روی یک رشته ورزشی خاص زوم کنند.

کارمان را کردیم، حال نوبت وزارت ورزش است

او در ادامه افزود: برای مثال رشته والیبال زمانی که یک افتخار بزرگ را در سطح جهان کسب می‌کند، در مدارس همه والیبال بازی می‌کنند. یا اینکه زمانی که تکواندو در المپیک افتخار کسب کرد، علاقه‌مندان بسیاری را به خود جذب کرد. ورزش همگانی نیز نیاز به الگو دارد که وزارت ورزش باید بحث‌های فرهنگی را انجام دهد. ما ورزشکاران، بخش عملی آن را به نحو احسن انجام دادیم و حال نوبت وزارت ورزش است.

قیچی‌ساز درباره همکاری خود با بانک سامان افزود: همیشه ورزشکاران دنبال اسپانسر هستند. این بار بانک سامان آمد و بیشتر فعالیت آن جنبه این را داشت تا این افتخار ورزشی در سطح جامعه مطرح شود. طبیعی است بانک سامان از بحث تبلیغات آن استفاده کند اما مهم‌تر از آن بحث مطرح کردن کوهنوردی بود که توانستیم این کار را انجام دهیم. نقش بانک سامان از وزارت ورزش و جوانان در کسب این موفقیت بیشتر بود.

قیچی‌ساز درباره برنامه‌های آینده خود بیان کرد: همان طور که فرد نسبت به جامعه مسئولیت دارد جامعه نیز نسبت به فرد مسئول است. ما مسئولیت خود را انجام داده‌ایم و حال متولیان ورزش باید مسئولیت خود را نسبت به ورزشکاران انجام دهند تا بتوانند نیروها را جذب کنند. با تمام تجربیاتی که کسب شد اگر حمایت نباشد، تمام تجربیات کنار خواهد رفت و من نیز برای کسب یک لقمه نان و تامین زندگی خود به سراغ کار دیگری خواهم رفت و اگر این اتفاق بیفتد، تمام هزینه‌ها و زحمت‌هایی که کشیده شده از بین خواهد رفت و این فرصت سوزی است. متاسفانه در ایران خیلی مواقع سرمایه‌ها دیده نمی‌شوند و هدر می‌روند.

قیچی‌ساز با اشاره به اینکه کارمند شهرداری تبریز است ادامه داد: حدود 10 سال است که کوهنوردی را آغاز کرده‌ام و این زمان بسیاری را از من می‌گیرد. در شهرداری تبریز مشغول به کار هستم و آن‌ها نیز از من حمایت کردند و قسمتی از دغدغه‌های من را برطرف کردند تا در این 10 سال بتوانم علاقه خود را دنبال کنم.

قیچی‌ساز در پاسخ به این سوال که آیا به دنبال کسب مسئولیت‌های بین‌المللی نیز هست یا خیر، بیان کرد: به دنبال کسب مسئولیت‌های بین‌المللی هستم و سیستم ورزشی کشور باید ورزشکاران خود را به دنیا معرفی کند تا در مجامع بین‌المللی دیده شود.

10 سال است بهار ایران را ندیده‌ام

او درباره سختی‌های صعود و تحمل دوری از خانواده نیز بیان کرد: از سال 87 تا به امروز بهار ایران را ندیده‌ام. عیدها عازم صعود شده‌ایم و گاهی حدود 6 ماه در برنامه بوده‌ایم. برای به دست آوردن هر موفقیت و ارزشی باید از بسیاری از چیزها گذشت تا به هدف خود دست یابیم.

روی قله، به فتح قله بعدی فکر می‌کنم

وی در پاسخ به این سوال که در زمان فتح قله نخستین چیزی که به ذهنش خطور می‌کند چیست گفت: برنامه‌ریزی برای برنامه بعدی نخستین چیزی است که به آن فکر می‌کنم.

قیچی‌ساز درباره غذاهایی که در مدت زمان حضور در کوهستان مصرف می‌کند بیان کرد: در بیس‌کمپ آشپزخانه داریم و غذاها تهیه می‌شود، مانند ماکارونی و برنج و  چیز خاصی  نیست که بگوییم رژیم غذایی خاصی وجود دارد. در ارتفاع به دلیل اینکه اکسیژن کمی وجود دارد اشتها کاهش می‌یابد و با غذاهای محدود طی می‌کنیم تا صعود را انجام دهیم.

قیچی‌ساز درباره اینکه آیا فدراسیون جهانی در صعودها جوایزی را اهدا می‌کند یا خیر بیان کرد: از سوی فدراسیون جهانی هیچ جایزه‌ای برای صعودها تعلق نمی‌گیرد و این افتخارها تنها یک افتخار معنوی است چرا که رقابتی در این رشته وجود ندارد و برد و باختی مطرح نیست. ممکن است یک فردی یک صعود را در مدت زمان 7 سال انجام دهد و یک فرد در 25 سال انجام دهد.

قیچی‌ساز درباره بهترین ساعت برای صعود بیان کرد: در کوهنوردی قانون ساعت 12 وجود دارد که می‌گوید از ساعت 12 به بعد برای صعود کار را آغاز نکنید چرا که مسیر برگشت نیز وجود دارد و برای تداخل پیدا نکردن با تاریکی بهتر است که از آن ساعت به بعد حرکت آغاز نشود. نسبت قله‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است. برای مثال برای صعود نهایی به قله ماکالو ساعت حدود 2 بعدازظهر حرکت کردیم و فردا صبح ساعت 10 به قله رسیدیم، یعنی چیزی حدود 20 ساعت. برای اینکه به بعد ازظهر نخوریم و 10 ساعت نیز مسیر برگشت را داشتیم 30 ساعت فعالیت در ارتفاع بالای 8 هزار متر داشتیم. صعود اخیر و حمله نهایی برای فتح قله نیز 8 ساعت طول کشید.

قیچی ساز در صعود به لوتسه

اولین ایرانی بودم که سه قله آناپورنا، کانچن چونگا و دائولاگیری را فتح کردم

قیچی‌ساز درباره خاطره شیرین خود گفت: صعود به سه قله آناپورنا، کانچن چونگا و دائولاگیری به عنوان نخستین ایرانی که توانسته این سه قله را فتح کند، از خاطرات شیرین من است. ورود به باشگاه 8 هزارتایی‌ها نیز از دیگر خاطرات شیرین من است.

او درباره اینکه زمانی که برای یک صعود حرکت می‌کند آیا امید به بازگشت دارد یا خیر گفت: بدون امید نمی‌توان کاری را انجام داد. هیچ گاه کاری را با شک و تردید انجام ندادم. اینکه می‌گویم برای صعود به قله هیچ گاه دو بار حرکت نکرده‌ام یعنی با تسلط کامل و 70-80 درصد انرژی استارت کار را زده‌ام و توانسته‌ام با قدرت و بدون اکسیژن این موفقیت را به دست آورم.

صعود به قلل هشت هزار متری برای من کافی است

قیچی‌ساز با بیان اینکه دیگر به فکر  صعود به قلل 8 هزار متری نیست بیان کرد: فکر نمی‌کنم روی قلل 8 هزار متری بار دیگر فعالیتی داشته باشم چرا که بسیار خطرناک است و درصد ریسک آن بالاست. برای من کافی است. هدف من این بود که این افتخار را برای نام ایران کسب کنم نه برای عظیم قیچی‌ساز. برای من افتخار برای کشور مهم بود که ریسک و خطر را به جان پذیرفتم. در آینده ممکن است در قالب سرپرست و همراه، دوستان و هموطنان را همراهی کنم و به صورت حرفه‌ای دیگر این رشته را ادامه نخواهم داد.

به فتح قلل مرتفع قاره‌ها و قطب‌های شمال و جنوب فکر می‌کنم

وی ادامه داد: ممکن است روی قلل Seven Summit (قلل مرتفع هفت قاره جهان) یا اینکه روی قطب‌ها کار کنم که بتوانیم افتخار آن را برای ایران کسب کنیم. نمی‌توان گفت خداحافظی از قلل 8 هزار متری اما کارم تمام شده است و به قول دوستان، "در بام کوهنوردی جهان، دور افتخار زدیم".

قیچی‌ساز درباره امدادرسانی او به همراه دکتر بهپور در زلزله دو سال قبل نپال گفت: جا دارد از زحمات دکتر بهپور در آن حادثه تشکر کنم که بعد از زلزله و بهمن، که بیس کمپ شرایط خوبی را نداشت و 18 تا 19 نفر جان خود را از دست دادند و 50 نفر نیز مجروح و زخمی وجود داشت در ساعات اولیه  در کنترل مدیریت بحران و مداوای مجروحان نقش بسیار مهمی ایفا کرد و شرایط را تثبیت کرد. ممکن است در ایران بازتابی نداشت اما در سطح بین‌الملل از دکتر بهپور تقدیر و تشکر کردند که در آن شرایط بحرانی بدون هیچ لوازم و وسایلی که در چادرهای بیس کمپ نصب می‌شود، در آن دو روز بسیاری از کسانی که صدمه شدیدی دیده بودند را با هلی‌کوپتر به پایین فرستاد و خدا را شکر زنده ماندند.

به تنهایی نمی‌توانم برای کوهنوردی فرهنگ‌سازی کنم

قیچی‌ساز درباره برنامه خود برای فرهنگ‌سازی در کوهنوردی گفت: من دست خالی نمی‌توانم کاری را انجام دهم. با دست خالی در سطح خودم و در سطح شهر خود می‌توانم آموزش دهم. برای انجام کارهای فرهنگی در سطح کلان نیاز به کمک‌های همه جانبه ارگان‌های ذی‌ربط دارم تا بتوانم تجربیات خود را منتقل کنم.

او درباره تعریف خود از کوه گفت: کوه یک سطح از زندگی است. من چیزهای بسیاری از کوه یاد گرفتم و از آن‌ها استفاده کردم. کوه چیزهای بسیاری را به افراد یاد می‌دهد و چه بهتر است که افراد به همراه مربی و گروه‌های متشکل از افراد باتجربه، به کوه بروند تا بتوانند مسیر را بسیار راحت‌تر طی کنند.

قیچی‌ساز رمز موفقیت خود را علاقه و پشتکار بیان کرد و ادامه داد: در 14 صعود خود که نتیجه 10 سال فعالیت است، علاقه و پشتکار نقش مهمی را دارد. 10 سال زمان کمی نیست و بهترین سال‌های عمر یک فرد می‌تواند باشد که می‌تواند صبر کند و نتیجه کسب کند.

او درباره نقش کوهنوردی در حفاظت از محیط زیست بیان کرد: کوهنوردان نقش بسیار مهمی می‌توانند داشته باشند و این به بحث فرهنگ‌سازی مربوط می‌شود. در کشورهای دیگر بهای بیشتری به کوهنوردان داده می‌شود چرا که به ارزش این کار پی برده‌اند. در ایران هم زنان، هم مردان، کودکان و افراد مسن می‌توانند از کوه استفاده کنند و این را بارها شنیده‌ایم که کسی که به کوه می‌رود بهترین داروی سلامتی و افسردگی برای او است. بهتر است که کوهنوردی را به مردم بهتر معرفی کنیم.

بولدوزرها بیشتر از کوهنوردان به کوهستان لطمه می‌زنند

او درباره زمزمه‌های مربوط به ایجاد محدودیت برای صعود به دماوند برای بهبود شرایط محیط زیست اظهار کرد: این یک اقدام بسیار خوب است. به نظر من بیشتر از آن باید معدن‌های اطراف دماوند که به صورت بی‌رویه این اثر ملی را تخریب می‌کنند، متوقف شوند. باید دید تاثیر یک بولدوزر بیشتر است یا فردی که به کوه می‌رود؟ اگر پله پله حرکت کنیم و به آن برسیم حرکت خوبی است. می‌توانیم توریست‌های بسیاری را جذب کنیم. در حال حاضر بولدوزرها و معدن‌ها در منطقه الموت، سبلان، دماوند و الوند وجود دارند آیا جذب توریست مفیدتر است یا این معدن‌ها؟ ما از دید سنتی هنوز خارج نشده‌ایم که بخواهیم وارد بحث جذب توریست به داخل کشور شویم. کوهنوردی می‌تواند بهترین معرف برای کشور باشد.

در کوهنوردی به راحتی می‌توان توریست ورزشی داشت

قیچی‌ساز همچنین گفت: ما بعد از هر صعود که از کشورها بازمی‌گردیم، سال بعد به چندین نفر از دوستان خود در سایر کشورها دعوتنامه ورزشی می‌فرستیم تا بیایند و از ایران بازدید کنند. با این دوستی‌ها می‌توانیم انتقال فرهنگ داشته باشیم و آن‌ها را جذب کنیم. شاید در سایر رشته‌های ورزشی این امکان وجود نداشته باشد ولی در کوهنوردی به راحتی می‌توان توریست ورزشی داشت. همان طور که می‌دانید در حال حاضر جذب توریست ورزشی بهترین بحث مطرح در جهان است.

قیچی‌ساز درباره زندگی شخصی خود و اینکه آیا به ازدواج فکر کرده یا نه گفت: به ازدواج فکر نکرده ام. هدف من در زندگی نیز، داشتن یک زندگی سالم است.

گفتگو از خبرنگار ایسنا، ساناز سلیمان آبادی
منبع: ایسنا

خبر

بنا بر اطلاعیه ارسالی به «کوه‌نوشت»: سالن سنگ نوردی زنده یاد «محمد داوودی» اولین دوره مسابقات بلدرینگ  Slab Cup را برگزار می‌کند. این مسابقات نکوداشت پیشکسوت سنگ نوردی ایران «حسین هیزم کار» خواهد بود... جهت ثبت نام به لینک ذیل مراجعه نمائید:

لینک ثبت نام

 

کوه نوشت

نپال اعلام کرده است که کوه اورست را دوباره اندازه‌گیری خواهد کرد، چون پس از زلزله ویرانگر آوریل ۲۰۱۵ در منطقه احتمال دارد ارتفاع آن تغییر کرده باشد.

به گزارش روزنامه کاتماندو پست، مسئولان این کشور گفته‌اند در اندازه‌گیری قبلی ارتفاع کوه اورست 8848 متر بوده اما ممکن است به جز تغییر ارتفاع، موقعیت جغرافیایی آن هم تغییر کرده باشد.
بر اساس این گزارش، اندازه گیری دو ساله که تغییرات آب و هوایی بر اورست را هم نشان خواهد داد، 140 میلیون روپیه ( یک میلیون و 350 هزار دلار) هزینه خواهد داشت.
اندازه گیری در اطراف کوه از سه ناحیه انجام خواهد شد.
در حال حاضر تنها نپال به دنبال اندازه گیری کوه اورست نیست. به گزارش روزنامه دکن هرالد هند، مسئولان این کشور نیز چنین قصدی دارند.
دو کشور ممکن است در فرآینده محاسبه ارتفاع اورست همکاری کنند.
علاوه بر احتمال تغییر ارتفاع اورست، ادعای فروریختن بخش معروف به هیلاری استپ که یک دیواره سنگی 12 متری است، جنجال آفرین شده است. هیلاری استپ یا قدمگاه هیلاری آخرین مانع در راه کوهنوردان برای رسیدن به قله اورست است.
ماه گذشته، یک کوهنورد بریتانیایی گفت که این بخش در زلزله نپال نابود شده است. اما تقریبا بلافاصله دو راهنمای محلی (شرپا) در مخالفت با این ادعا گفتند که هیلاری استپ هنوز هم پا برجا اما زیر برف است.

یک اتفاق خوب

با سلام

 

با آغاز فصل تابستان و ایرانگردی شما دوستان عزیز بدینوسیله به اطلاع میرساند:

 

شما میتوانید برای ثبت لحظات زیبا و بکر برنامه طبیعت گردی و کوهنوردی خود از تیم عکاسی حرفه ای ما بهره برده و باعکسها و فیلم های حرفه ای و با کیفیت خاطرات زیبای خود را ثبت کنید

برای برنامه های انفرادی /تورهای ورزشی / سفرهای اکتشافی / با لیدرها و عکاسان ما در زمینه سفر به مناطق بکر ایران زمین و اجرای برنامه های فنی  در تماس باشید

 

با تشکر - حسین محمدی

 

تلگرام :09120185384

خبر

با طبیعت باشیم!

15 خرداد (5 جون) روز جهانی محیط زیست است. تشکیلات مسوول برگزاری این روز (وابسته به سازمان ملل) هدف از تعیین این شعار را تشویق مردم به برگزاری برنامه‌های طبیعت‌پیمایی برای دیدن و لمس کوه و دشت یا برقرار ساختن ارتباط با طبیعت، اگرچه کوچک در خانه و شهر، اعلام کرده است.

موضوع یا شعار امسال برای این روز، «وصل با طبیعت» است. در چند دهه‌ی اخیر، پیشرفت‌های علمی در کنار آسیب‌هایی مانند تغییر اقلیم که بر زمین وارد شده، کمک کرده است که دریابیم چگونه طبیعت به شیوه‌های بی‌شمار در زندگی و آسایش ما مؤثر است. برای مثال، اقیانوس‌ها و جنگل‌ها و خاک در عین این که منبع غذایی همه‌ی زیستمندان است، حجم عظیمی از گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن و متان را در خود نگهداشته که این سبب حفظ تعادل گرمایی زمین است است. اگر چنین نبود، زیستنِ ما بر زمین ممکن نبود؛ چنان‌که آسیب‌رسانی انسان به این پهنه‌های طبیعی، و در نتیجه آزاد شدن بخشی از گازهای گلخانه‌ای، موجب تغییر اقلیم و گرم‌تر شدن زمین و بروز انبوهی از مشکلات پیچیده شده است.

هوایی که هر لحظه فرو می‌دهیم، همه‌ی خوراکی که می‌خوریم، و نزدیک به نیمی از داروهایی که مصرف می‌کنیم، از طبیعت برداشت می‌شود. همچنین بیشترین تفریح‌ها در پهنه‌های طبیعی انجام می‌شود و آرامش روانی و سلامت جسمی ما وابسته به طبیعت است. با این وصف، چگونه می‌توان بر خدماتی که طبیعت به ما می‌دهد، قیمت گذاشت؟!

بیاییم به مناسبت روز جهانی محیط زیست (در ایران: هفته‌ی محیط زیست) در تعطیلی‌های این هفته و هفته‌ی آینده، با چند کار ساده به خودمان و به زمین خدمتی بکنیم:

* اگر به کوه و صحرا، کنار دریا، به منطقه‌های حفاظت شده، یا هر نقطه‌ی طبیعی دیگر می‌رویم، شکرگزار باشیم که از چنین پدیده‌های باشکوهی بهره می‌بریم؛ نفس عمیقی بکشیم و با خود عهد کنیم که بر این سفره‌ی رنگین و بابرکت چنان گام بگذاریم که در پشت سرمان ردّی باقی نماند.

* در طبیعت، هرجا که بساطی گستردیم، اطراف خود را به شعاع دست‌کم پنج متر پاک‌سازی کنیم.

* بچه‌ها را به باغ و در ببریم و بگذاریم که خاک‌بازی کنند؛ خودمان هم کفش‌ها را درآوریم و با پاها و دستهایمان زمین را لمس کنیم.

* نگاه دقیق‌تری به درختان، به آسمان، به خاک، به رودخانه... بیاندازیم و ببینیم که چه زندگی رنگارنگ و پرتنوعی در آن‌ها جاری است!

* اگر به سفر نمی‌رویم و در شهر یا روستا می‌مانیم، برنامه‌ای برای رسیدگی به فضای سبز محیط خود ترتیب دهیم، یا با کمک دوستان و همسایگان خود به پاک‌سازی محله‌ از زباله بپردازیم.

* به یک سازمان غیردولتی مدافع محیط زیست بپیوندیم یا به آن‌هایی که مشغول نیکوکاری‌های محیط زیستی هستند، کمک مالی کنیم.

* عکس‌هایی از فعالیت خود بگیریم و در شبکه‌های مجازی، به اشتراک بگذاریم.

جالب و خواندنی

ائولاگیری ایرانیان... بی هیچ عکسی!! ... چرا؟!!

 

بیش از دو هفته از خبر صعود دو کوه‌نورد ایرانی  یعنی پروانه کاظمی و هادی ستار فروغ به قله‌ی دائولاگیری می‌گذرد و هنوز عکسی و یا سندی دال بر صحت و اعتبار و سلامت این صعود منتشر نشده است!! ... واقعا چرا؟!!

امکانات و پیشرفت تکنولوژی در دنیای امروز به گونه‌ای است که مواجهه با چنین رفتارهایی فقط می‌تواند موجبات شک و تردید و ابهام نسبت به اصالت خبر را فراهم آورد.

احساس مسئولیت و احترام به افکار عمومی ایجاب می‌کند که ... پروانه کاظمی و هادی ستار فروغ ... اگر براستی در صعود قله دائولاگیری موفق بوده‌اند، هر چه سریع‌تر نسبت به انتشار عکس‌های آن اقدام کنند.



پی‌نوشت:

مدیحه سرائی ذبیح اله حمیدی  برای پروانه کاظمی که در سایت باشگاه اسپیلت منتشر شده است ... توجه ما را به این صعود بیشتر کرده است!!

ذبیح اله حمیدی نوشته است : " و امسال (۱۳۹۶) بعد از سه سال به دائولاگیری بازگشت تا در کارنامه خود یعنی پنجمین صعود ۸۰۰۰ متری خود را به ثبت رساند . او این قله را با صلابت کامل صعود نمود... "

در شرایطی که هیچ عکس و فیلم و گزارشی هنوز از این خبر صعود منتشر نشده است ... پیش‌گوئی کم و بیش جادوگرانه‌ی ذبیح اله حمیدی نسبت به "صلابت کامل" صعود ، فقط می تواند ما را نسبت به آینده‌ی کوه‌نوردی در این سرزمین امیدوار کند!!


 کانال تلگرامی کلاغ‌ها را ببینید:

news83kouh@

 

اجساد اورست

🅾 شرپاهای نپالی 4 جسد رادر ارتفاعات بالا در چادرهایشان یافتند:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: در تاریخ 24 می 2017 با یافته شدن این چهار جسد در ارتفاع 8000 متر در کمپ 4، تعداد کشته ها در فصل بهار2017 در اورست به 10 نفر میرسند که اولین نفرجان باخته "یولی استک" کوهنورد اعجوبه سرعتی سویسی ملقب به "ماشین سویسی"بود.

⛰مینگما شرپا از گروه"سون سامیت ترکز"
اطلاع داد که اجساد 4 کوهنورد را نیمه شب در کمپ 4 یافته اند، هویت اجساد کوهنوردان نامشخص است چون هیچکدام از اکسپدیشن های حاضر در منطقه گزارشی از مفقودی نداشته اند.
رئیس انجمن کوهنوردی نپال میگوید که آنها ممکن است کوهنوردان مستقل باشند.
انگ تسرینگ شرپا گفت: بعضی از کوهنوردان مستقل ممکن است اجازه صعود"Permit" دریافت کنند ولی به علت مشکل هزینه بدون ساپورت کافی مستقلا به صعود اقدام کنند.

در روز سه شنبه23 می 2017 هوا بسیار سرد وطوفان شدید بود و بنظر میرسد که کوهنوردان بر اثر استفاده از اجاق در چادرهایشان و عدم وجود تهویه بر اثر گاز کربن مونوکساید دچار خفگی شده باشند .

هیمالین تایمز گزارش داد که 2 نفر از کوهنوردان درگذشته،خارجی هستند ولی
ملیت شان نامشخص است و دو نفر دیگر شرپا هستند.

شرپاهایی که 4 جسد را یافتند، برای باز گرداندن جسد "ولادیمیر استرابا" کوهنورد اسلواک که در انتهای هفته در نزدیکی ارتفاع 8850 اورست جان خود را از دست داد به بالا اعزام شده بودند.

جسد "استرابا" کوهنورد اسلواک به کمپ 2 ارتفاع(6400 متر) انتقال داده شد که قرار است روز بعد به بیس کمپ و سپس به کاتماندو منتقل شود.
⛰ بیش از 5000 نفر بعداز صعود"سر ادموند هیلاری"نیوزلندی و شرپا تنزینگ نورگای به اورست گام گذاشته اند که از این تعداد در حدود 300 نفر جان خود را از دست داده اند.

بسیاری از قربانیان صعود به قله اورست در کوهستان باقی مانده اند و در زیر برف مدفون شده اند و باز گرداندن اجسادشان دشوار است.

⛰خستگی ،یخ زدگی اندام ها، سقوط و بیماری ارتفاع از عمده علت های مرگ در اورست بوده است اما بزرگترین علت مرگ در سال های اخیر "سقوط بهمن"می باشد.

⛰ 18 نفر در زلزله 7.8 ریشتری در سال 2015 که باعث سقوط بهمن و درهم کوبیده شدن بیس کمپ شد جان خود را از دست دادند.

سال قبل از زلزله(2014) 16 شرپا در حال حمل وسایل کوهنوردان به کمپ های بالاتر در سقوط بهمن در آبشار یخی خطرناک خومبو در نزدیکی بیس کمپ کشته شدند.

⛰ در این فصل(بهار 2017) دولت نپال برای 371 کوهنورد خارجی اجازه صعود"permit" صادر کرده است که نسبت به سال گذشته با 281 "پرمیت"، افزایش نشان میدهد.

⛰هزینه هر "اجازه صعود"برای هر کوهنورد 11000 دلار میباشد.
در عین حال صدها شرپای کوهنورد، اورست را صعود میکنند یا به دیگر کوهنوردان در صعود کمک میکنند.

⛰هزینه های "اجازه صعود"Permit یکی از منابع اصلی دولت نیازمند نپال است که در بهار امسال بر اساس گفته مقامات نپالی 4 میلیون دلار از "پرمیت اورست" کسب درآمد کرده است.

⛰فصل صعود در انتهای ماه می بسته میشود و این به علت شروع مونسون است که فصل باران بصورت مرسوم آغاز میشود که به تبع آن ابر و برف در ارتفاعات افزایش می یابد.
ترجمه: محمد اسماعیلی

انجمن پزشکی کوهستان ایران
@irmma