خبر

همایش صعود مسئولانه به دماوند

 

دماوند، بلندترین و شاخص‌ترین چکاد ایران، نه‌تنها از چرای بیش از حد دام، معدن‌کاوی و ساخت‌وساز...، بلکه از پیمایش‌های بی‌ملاحظۀ ما دوستداران کوهنوردی و کوهستان هم در رنج است!

کوهنوردانی که حفاظت از دماوند را از تعهدهای اجتماعی خویش می‌دانند، چندین سال است که در گفتگو با دیگر کوهنوردان، در تماس با فدراسیون و باشگاه‌ها و گروه‌های کوهنوردی، در رفت‌وآمد و مکاتبه با مسئولان دولتی، با کار رسانه‌ای و با برگزاری همایش و دیگر اقدام‌ها، در پی یافتن راه‌هایی برای جلوگیری از تخریب و فرسایش شدید کوهِ ملّی خود هستند.

همایش پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 گام دیگری است در چاره‌اندیشی برای کاستن از اثر زیانبار کوهنوردی‌های سنگین و خارج از ظرفیتی که بر دماوند تحمیل می‌شود. در همایش حضور یابید و در این چاره‌اندیشی مشارکت کنید.

زمان: هفتم بهمن، از ساعت 16
مکان: آمل، خیابان شهید بهشتی، اندیشه 49، سالن ارشاد

خبر

 بر اساس تحلیل آخرین داده ها و نقشه های پیش یابی هواشناسی با ورود سامانه بارشی از اواخر وقت چهارشنبه از غرب و شمال غرب بارش برف و باران در این مناطق آغاز خواهد شد. روز پنجشنبه برمقدار بارش در این مناطق به ویژه در غرب افزوده شده و ضمن آن گستره بارش دامنه های مرکزی و شمالی زاگرس و همچنین دامنه های البرز مرکزی و غربی را  نیز در بر خواهد گرفت.  روز جمعه با تقویت سامانه، بارش با شدت بیشتر و در گستره وسیع تری، غرب، جنوب غرب، استانهای واقع در دامنه های جنوبی البرز و دامنه های زاگرس، مرکز و شمال شرق کشور رخ  می دهد. بر این اساس وضع هوای مناطق مختلف کشور به شرح زیر پیش بینی می شود.
 پنجشنبه 1395/11/07: بارش برف و باران در کرمانشاه، لرستان، ایلام، شمال و شرق خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، زنجان، جنوب آذربایجان شرقی، جنوب آذربایجان غربی، همدان، مرکزی، قزوین،  البرز و تهران.
جمعه 1395/11/08: بارش برف و باران در کرمانشاه، لرستان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، شمال و شرق خوزستان، زنجان، قزوین، البرز، تهران، سمنان، کردستان، همدان، مرکزی، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی و خراسان رضوی.
  بر این اساس بارش برف در مناطق ذکر شده موجب لغزندگی جاده خواهد شد و  توصیه می شود برای جلوگیری از اختلال در حمل و نقل و خسارات احتمالی تمهیدات لازم بکار گرفته شود.                               
برای پیگیری روند تغییرات این سامانه بارشی به اطلاعیه های بعدی پیش بینی سازمان هواشناسی کشور و یا پایگاه اینترنتی آن مراجعه فرمایید.      

خبر

جزییات نجات معجزه آسای یک آتش نشان از «پلاسكو»
ساختمان 54ساله تهران درمقابل چشمان هزاران نفر فرو می‌پاشد.تنها دقایقی بعداست که شبکه‌های فضای مجازی تصاویر را منتقل می کنند. دیگر شاهدان فروپاشیدن پلاسکو، تنها عابران و حاضران خیابان جمهوری نبودند،حالامیلیون‌ها ایرانی با قلب‌شان جمهوری را نظاره می‌کردند.در این میان اما،یک تصویر بودکه حتی پیش از انتشار فیلم‌ها،سندی شدبرمظلومیت ده‌ها آتش نشانی که آن روزو آنجا درفاجعه پلاسکو جان فشانی می کردند.

به گزارش قانون، تنها دقایقی بعد از انتشار این عکس خبرگزاری ایسنا بودکه هشتگ #تهران_بی_دفاع، در فضای مجازی به راه افتاد. هنوز فیلمی از واقعه نبود.تنها این تصویربود.تصویر مردی که در مقابل هجوم دود و گرد و غبار و فروپاشی سعی می‌کرد از پرت شدن خود جلوگیری کند. روی این تصویر جملات و مطالب بسیاری نوشته شد، ازآتش‌نشان بی دفاع تا همه تهران ویران مانده در مقابل هجوم درد، از نوشتن برای بی‌پناهی آتش نشان‌ها تا جملات و مقالات دیگر. فيلم لحظه‌ فروريختن ساختمان و بي‌دفاعي آتش‌نشان از جان‌گذشته در برابر آن ،به ناگاه تلنگری شد بر بی‌تفاوتی جمعی یک ملت، که گویا این ضربه و این تصویر را لازم داشت تا سربچرخاند و آتش‌نشانان بي‌نام و نشان اما دلاورش را نظاره کند.

کمتر از 24 ساعت بعد،آن آتش‌نشاني كه در نزديك‌ترين فاصله ممكن به پلاسكو مشغول انجام اطفاي حريق بود، خبر از زنده بودن خود می دهدو چه عجیب که باز هم از طریق فضای مجازی. سعیدکمانی ،همان آتش نشانی است كه در لحظه فروريختن ساختمان در بلندترين ارتفاع ايستاده بود و آتش را اطفا مي‌كرد.كماني عكسي از خودش در اينستاگرام منتشر مي‌كند و مي‌نويسد:«من زنده‌ام؛ نگران نباشيد.آخرين نرده‌بان كه ستون از بغلش ردشد،من توش بودم. خداوند خواست زنده موندم. امابه من وآقامحمود آسيب جزيي رسيده. ماشين هم آسيب ديده.متاسفانه به چشم، شاهد آوار شدن ساختمان بودم و همكارانم رو در بدترين شرايط ديدم.ما برگشتيم ايستگاه. اين عكس تو ايستگاهه. ماشين هم از عمليات خارجه چون آسيب ديده...».

آقا محمود همان رفيقش است كه با هم ازايستگاه 100اعزام شده بودند.همان كه در عرشه پايين نشسته و به قول سعيد كماني با اينكه مي‌دانسته قريب به يقين، ماندنش به شهادت مي‌انجاميده، حاضر نشده كه صحنه را ترك كند،حتي با وجود دستور اكيد فرماندهان براي ترك محل.
محمود باقري حاضر به مصاحبه نشدو تنها گفت كه :«آقا سعيد بالا بوده وهمه چيز را بهتر از من توضيح مي‌دهد».در روز سوم حادثه پلاسكوودرحالي كه پيكرآتش‌نشان‌هاهنوز از زير آوار درنيامده به سراغ سعيد كماني رفتيم تا با او در خصوص اتفاقات آن رور گفت‌وگو كنيم. ميان صحبت‌هايمان بغض مي‌كرد،تند و بي امان.هرجا كه مي‌شد از رفقايش مي‌گفت و اينكه دلش آنجاست،كنار رفقايش زير آوار.
جزییات نجات معجزه آسای یک آتش نشان از «پلاسكو»
از لحظه اعزام به پلاسكو بگوييد، اينكه چند نفر و با چه تجهيزاتي به محل اعزام شديد؟
ما دو ماشين داريم كه براي عمليات به تمام نقاط تهران اعزام مي‌شوند. اين ماشين‌ها تخصصي هستند و مي‌توانند در عمليات‌هاي مربوط به ساختمان‌هاي بلند، مورد استفاده قرار بگيرند. روز عمليات، ما بنا براعلام وضعيت عمليات،از طرف ستاد به محل حادثه اعزام شديم.

چندنفر اعزام شديد؟
دونفر بوديم. من و آقاي باقري.

چقدر طول كشيد كه به پلاسكو برسيد؟
چون بعد مسافت نسبتا خيلي زياد و از طرفي ترافيك هم بود، فكر مي‌كنم با تمام تلاش‌هايمان حدود بيست دقيقه طول كشيد تا به محل برسيم.

وقتي رسيديد با چه صحنه‌اي مواجه شديد؟
زماني كه از ايستگاه 100 حركت كرديم فكرش را نمي‌كرديم كه قرار است با چنين ابعاد وسيعي از حادثه مواجه شويم. من و آقاي باقري در طول مسير به شوخي به يكديگر مي‌گفتيم كه موضوع حتما اتفاق كوچكي است و سريع مي‌توانيم به ايستگاه بازگرديم.

اما زماني كه از خيابان يادگار وارد خيابان آزادي شديم با ديدن حجم و وسعت دود،دلهره شديدي در ما ايجاد شد و فهميديم كه حادثه خيلي بزرگ‌تر از آن چيزي است كه فكرش را مي‌كرديم. از وليعصر به بعد هم اسير ترافيك سنگين اين خيابان شديم و هرچه كه جلوتر مي‌آمديم، ترافيك انساني و تراكم جمعيت هم باعث افزايش گره ترافيكي مي‌شد.تازه به محل حادثه هم كه رسيديم مردم شروع كردند به ضربه زدن به ماشين.

به ماشين شما ضربه مي‌زدند؟ چرا؟
بله چون نمي‌دانستند اين ماشين از كجا اعزام شده و خيال مي‌كردند كه در اعزام تعلل كرده و دير به محل رسيده.

وضعيت ساختمان چطور بود؟
كاملا در آتش مي‌سوخت و نيروهاي آتش نشاني هم به شدت مشغول كار و اطفاي حريق بودند.

وقتي رسيديد به محل حادثه،چه وظيفه‌اي به شما محول شد؟
به دستور مافوق، ماشين را در آنجا مستقر كرديم و كار اطفاي حريق يك ضلع ساختمان را به ما سپردند. ما هم بلافاصله و بدون فوت وقت شروع به كار كرديم. اما بعد از مدتي اولين نشانه‌هاي ريزش را در ضلع شرقي ساختمان ديديم.

آن زمان بيرون ساختمان بوديد؟
بله اما فاصله‌مان با ساختمان بسيار كم بود،چيزي در حدود دو،سه متر.تمام 54 متر نرده‌بان را باز كرده بوديم و كار اطفاي طبقات بالا را انجام مي‌داديم.

و بلافاصله شروع كرديد به اطفاي حريق ؟
بله.سريعا شروع به عمليات كرديم تا اينكه متاسفانه اولين نشانه‌هاي ريزش پيدا شد.

حدودا چقدر زمان گذشت تا نشانه‌هاي ريزش در ساختمان نمايان شد و حس كرديد كه احتمالا ساختمان فروخواهد ريخت؟
واقعيت اين است كه چون در حين عمليات بوديم خيلي از دقايق و ساعت‌ خبر نداشتيم. از طرفي در حین عملیات گاهي 10 دقيقه به اندازه چندين ساعت براي‌مان طول مي‌كشد؛ بس كه كار سخت و نفس‌گير مي‌شود. مدت زمان زيادي طول نكشيد كه دستور تخليه ساختمان آمد اما متاسفانه گويا عده‌اي از بچه‌ها در راه‌پله‌ها گير كرده بودند. چون حجم دود غليظي در راه‌پله‌ها وجود داشت. آنجا بود كه دستور صادر شد مبني بر اينكه بالابرها از طريق نرده‌بان اقدام به خارج كردن افراد از پنجره‌هاي ساختمان كنند. بلافاصله بعد از صدور دستور شروع كرديم به خارج كردن بچه‌ها.اما متاسفانه پشت خيلي از پنجره‌ها فنس كشيده بودند و همين مانع خروج بچه‌ها مي‌شد.

و بعد چه شد؟
مانديم و تا لحظه آخر ماشين را تكان نداديم. گفتيم كه جان رفقاي‌مان براي‌مان با ارزش‌تر است و اگر قرار به افتادن اتفاقي باشد، براي همه‌مان مي‌افتد و اگر مقدر باشد كه زنده بمانيم هم كه خب مي‌مانيم.اما متاسفانه خيلي طول نكشيد كه مقابل چشمان من، ساختمان فرو ريخت و بچه‌هايي كه پشت فنس‌ها گير كرده بودند هم با آن به پايين رفتند.

يعني شما بايد ساختمان را ترك مي كرديد اما مانديد؟
بله.دستور ترك ساختمان آمده بود اما چطور اين كار را مي‌كرديم وقتي رفقاي‌مان هنوز داخل ساختمان گرفتار بودند.

تعدادشان مشخص نبود؟
نمي‌شد دقيق گفت.اما فقط در پنجره‌هاي مقابل من سه نفر از نيروهاي‌مان براي بيرون آمدن تلاش مي‌كردند. ولي ساختمان خيلي بزرگ‌تر از اين‌ها بود.که تعداد به همین چند نفر محدود شود . يكي از بچه‌ها پشت پنجره گير كرده بود و ماسك «فيس» دستگاه تنفسي‌اش را سمت من انداخت كه به او گفتم چرا ماسك را مي‌اندازي بيرون؟ خودت بيا!.

آمد؟
پرسيد از كجا بيايم؟گفتم از مغازه كناري مي‌تواني خارج شوي كه متاسفانه همان موقع ساختمان ريزش كرد و حتي مكالمه‌مان نيمه‌تمام ماند.

مردم عادي هم در ساختمان بودند؟
من خودم از مردم عادي كسي را نديدم.

به كمي قبل‌تر بازگرديم،يعني همان زماني كه دستور تخليه ساختمان صادر شد.چه شد كه اين دستور به نيروها ابلاغ شد؟
خب ساختمان نشانه‌هاي ريزش داشت.دوطبقه آخر از فشار خراب شد و كولرگازي‌ها شروع كردند به ريختن. از طرفي ساختماني كه در حال فروريختن است صداي ريزش از آن به گوش مي‌رسد،صدايي درست مانند خرد شدن و تكه شدن چوب. پنجره‌هايي كه حتي اسير حريق نبودند، مي‌شكستند و خب تمامي اين‌ها نشانه‌هاي ريزش ساختمان است. آن‌طور كه من از نيروهاي ديگر شنيدم، بعد از صدور دستور تخليه ساختمان، تعدادي از كسبه و مردم به داخل بازگشتند كه خيلي از نيروهاي‌مان مجبور شدند براي نجات آن‌ها بازگردند به طبقات ساختمان.

اين دستور چطور صادر مي‌شود؟ از داخل ساختمان يا بيرون؟
افراد داخل ساختمان و آن‌ها كه بيرون بودند توسط بيسيم باهم در ارتباط بودند و تصميم تخليه ساختمان با توجه به مشاهدات از داخل و خارج ساختمان صادر شد.

لحظه ريزش چطور بود؟
من بهت زده شده بودم و كاري از دستم برنمي‌آمد. دو ستون در مقابل‌مان بود كه يكي از آن‌ها به سمت سبدما آمد و به فاصله سه متر از من رد شد.اين صحنه را ديدم با خودم گفتم: تمام شد! حتما به ماشين مي‌خورد و در اثر ضربه از اين 54 متر ارتفاع پرت مي‌شويم پايين.

ستون دوم هم سمت راست ما افتاد و به عقب ماشين ما برخورد كرد. من همين طور كه سرجايم ايستاده بودم، بدنم از ترس قفل شده بودو توان حركت نداشتم.ستون دوم دقيقا از بغل گوش راننده رد شد. آن لحظه با خودم گفتم اين‌يكي حتما باعث انحراف ماشين مي‌شود و سبب مي‌شود كه از اين ارتفاع سقوط كنيم داخل حريق. همانجا بود كه اشهد خودم را خواندم. ماشين محكم تكان خورد و من را با كمر به زمين زد. من هم كه كاملا سست شده بودم و توان انجام كاري نداشتم.سبدي كه داخلش بودم مدام لنگر مي‌انداخت و به طرفين تاب مي‌خورد و هرلحظه منتظر آن بودم كه مرا داخل حريق بيندازد. در آن لحظات فكر مي كردم كه حتما راننده ماشين، آقاي محمدي هم شهيد شده است.

بعد چه شد؟
همين تاب خوردن‌ها ادامه داشت تا درنهايت ثابت ايستاد. بيسيم زدم و همكارم را صدا كردم كه:«محمود محمود من را بكش بيرون». صدا از بيسيم همكارم نيامد و گفتم كه حتما شهيد شده است. تمام آسمان را دود و گرد و خاك گرفته بود و چيزي به چشم ديده نمي‌شد. تنها فريادهاي «ياحسين» به گوش مي‌رسيد و صداي گريه بلند بچه‌ها از پايين. جاني در بدنم نبود و به شدت آسيب ديده بودم. تنها كاري كه توانستم انجام دهم اين بود كه نرده بان اضطراري را باز كنم و با هرزحمتي كه بود خودم را به پايين برسانم.

رسيدم پايين و ديدم محمود آن لحظه كه شاهد افتادن ستون بوده به جاي فرار مانده و ماشين را ترك نكرده بود اما تنها كاري كه توانسته بود انجام دهد، پناه‌گرفتن زير عرشه ماشين بود كه همين موضوع جانش را نجات داد. نكته جالب اين است كه او هم فكر مي‌كرد من در بالا شهيد شده‌ام. وقتي همديگر را ديديم باورمان نمي‌شد كه زنده‌ايم.

آن موقعي كه ستون 60 تني پلاسكو به سمت‌تان مي‌آمد، به چه چيزي فكر مي‌كرديد؟
به پدرومادرم. اينكه بعد از من حال آن‌ها چطور خواهد بود.تمام زندگي‌ام مثل يك فيلم و در عرض چندثانيه از مقابل چشمانم رد شد و خيلي از مسائلي كه تا قبل از آن برايم مهم بود، در يك آن برايم از ارزش افتاد.

وقتي كه پايين مي‌آمديد، چه چيزي را مي‌ديديد؟
تا ارتفاع 10 متري از سطح زمين هيچ‌چيز جز دود و گردوخاك ديده نمي‌شد.حدود 45 متر را پايين آمدم بدون آنكه چيزي از زمين را ببينم.

بعد كه از نردبان پايين آمديد با چه صحنه‌اي مواجه شديد؟
شايد باورتان نشود اما همين كه پايم را ازنردبان گذاشتم پايين، يكي گوشي موبايلش را گرفت سمتم كه با من سلفي بيندازد! باورم نمي‌شد در آن لحظه فكر عكس انداختن با من بوده باشد.

چقدر طول كشيد كه برگشتيد به ايستگاه؟
حدود يك ساعت مانديم و بعد برگشتيم به ايستگاه خودمان و تمام طول مسير هم گريه مي‌كرديم.

يك موضوعي كه الآن مطرح مي‌شود بحث تجهيزات است. شما مشكلي در اين زمينه داشتيد؟
به نظرم تجهيزات نقصي نداشت و آنچه كه بيش از همه اذيت كرد، عدم وجود زيرساخت‌هاي ايمني بود.يكي از مغازه‌ها آن‌قدر حريق داشت كه با سرلوله‌اي با د B 2800ليتر آب در دقيقه خاموش نمي‌شد.

گفته مي‌شود كه گازوييل نمي‌تركد. پس اين صداهاي انفجاري كه شاهدان عيني مي‌گفتند از كجا مي‌آمده؟
به نظرم انفجارها مربوط به گازپيك‌نيكي ها مي‌شد.من خودم در پشت شيشه بعضي از مغازه‌ها، 10 گاز پيك‌نيكي ‌ديدم. به اين‌ها مخازن كولرهاي گازي و گاز يخچال مغازه را هم اضافه كنيد كه هركدام‌شان در آن فشار و دما قابليت انفجار داشت.

مگر آتش در مرحله اول خاموش نشده بود؟ چرا دوباره شعله ور شد؟
چرا بار اول خاموش شد اما بار حريق، فوق‌العاده زياد بود. مغازه‌ها به ميزان زيادي پارچه داشتند و حجم آتش وحشتناك بود.من هشت سال است كه آتش‌نشان هستم و حريق و فروريختن‌ساختمان‌هاي زيادي را ديده‌ام اما با اين قابل مقايسه نبودند. مهم‌تر از همه اين بود كه نفرات ما هنوز داخل ساختمان بودند. هيچ وقت فكر نمي‌كردم كه ساختمان بريزد و نفرات‌مان نتوانسته باشند از آن خارج شوند. هنوز هم براي‌مان قابل باور نيست.

ماجراي اين عكس چي بود؟ چرا اين پست اينستاگرام‌تان را گذاشتيد؟
من خيلي اهل فضاي مجازي نيستم و در اينستاگرام هم فعاليت محدودي دارم. من اين عكس را براي مادرم گذاشتم.هرچه كه با او صحبت مي‌كردم و مي‌گفتم كه حالم خوب است باور نمي‌كرد. اين عكس را وقتي رسيديم ايستگاه گرفتم و به او گفتم كه عكسم را ببين كه حالم خوب است. در اينستاگرام هم گذاشتم كه بقيه دوستان و آشنايانم ازسلامتم مطمئن شوند چون واقعا در شرايطي نبودم كه حوصله پاسخگويي به تلفن را داشته باشم. اما وقتي ديدم كه چه اندازه آن عكسم در فضاي مجازي پخش شد، شوكه شدم.

شغل شما نهايت ايثار است و حتي فكر كردن به اين شغل در تصورات خيلي‌ها نمي‌گنجد.خانواده شما با اين شغل مشكلي ندارند؟ خصوصا بعد از اين اتفاقات...
اتفاقا بيشتر اعضاي خانواده‌‌هاي ما با اين شغل مشكل دارند.واقعيت اين است كه حقوقي كه بچه‌ها براي اين كار مي‌گيرند اگرچه از نظر ميزان با مشاغل اداري برابري مي‌كند اما از نظر سختي كار و ريسك بالاي شغل، قابل قياس با هيچ كار ديگري نيست.اما آتش‌نشاني شغل نيست، به معناي واقعي كلمه عشق است.

الان نظرتان نسبت به شغل آتش‌نشاني عوض نشده؟
به كارم نه،اما به خيلي چيزهاي ديگر چرا. اگر تا قبل از اين خيلي چيزها برايم مهم بود، الان در نظرم كوچك‌ترين اهميتي ندارند چون من لحظه آخر را ديده‌ام. لحظه‌اي كه ديگر هيچ‌چيز مهم نيست.

الآن سه روز از حادثه پلاسكو مي‌گذرد. اولين تصويري كه با يادآوري آن حادثه در ذهن‌تان نقش مي‌‍‌بندد چيست؟
تصوير رفقاي جامانده‌مان زير آوار.همه تلاش كرديم. بچه ها مردانگي كردند اما ساختمان نامردي كرد.

مي‌دانستيد كه فيلم و تصوير شما تا اين حد در فضاي مجازي پخش شده است؟
نه نمي‌دانستم.اما واقعيت اين است كه خيلي هم برايم مهم نيست. اين چند روز اخير حجم پيام‌ها و كامنت‌ها آن‌قدر زياد شده كه حس مي‌كنم حريم زندگي شخصي‌ام دچار تعرض شده است. حتي شايد اينستاگرامم را پاك كنم.

بعد از ماجراي پلاسكو شاهد دلجويي عاطفي شديد و ابراز همدردي از ته قلب مردم با آتش نشانان بوديم. خيلي‌ها به ديدن‌تان آمدند. براي ايستگاه‌هاو آتش‌نشانان گل آوردند. با ديدن اين حجم از قدرشناسي مردم، چه حسي به شما دست مي‌دهد؟
براي‌مان بي‌اندازه قابل احترام و با ارزش است.اما اي كاش همان‌قدر كه براي دلجويي از ما مي‌آيند، به فكر ايمني خودشان قبل حادثه هم باشند. به اين فكر كنند كه آيا در خانه يك كپسول اطفاي حريق دارند؟ آيا مي‌دانند كه اگر ساختمان‌شان آتش گرفت راه خروج از آن كدام است؟ كليد خروجي‌هايي مانند پشت‌بام را دارند؟ تمام اين‌ها نكاتي است كه به آن توجهي ندارند و از همين حيث آسيب‌هاي زيادي مي‌بينند و خسارات بي‌شماري متوجه‌شان مي‌شود. اميدوارم مردم بعد از اين حادثه و با ديدن ابعاد جبران ناپذير آن بيشتر به فكر ايمني و حراست از زندگي‌شان باشند.

زنگ عملیات می خورد،هیچ چیز غیر از ماموریت، دیگر اهمیت ندارد
نيروهايش به دورش حلقه زده‌اند،گرم ،صميمي ولي در كمال احترام.«فريبرز كافي»، فرمانده شيفت «ب» ايستگاه 100 آتش‌نشاني است.قدبلندي دارد و با صلابت و محكم قدم برمي‌دارد. هنگام حرف زدن خوب به كلام‌تان گوش مي‌دهد. از رفتارش حتي در اولين برخورد متوجه مي‌شويد كه چقدر در كارش دقيق است وحرفه‌اي.«فريبرز كافي» به همان اندازه كه در كار شوخي ندارد با نيروهايش رفيق است،مثل برادر،مثل پدر.

28 سال است كه آتش‌نشان شده،دوسال ديگر هم كه فرماندهي كند سابقه‌اش مي‌رسد به سي‌سال تمام و بعد هم بازنشسته مي‌شود. باورش سخت است كه تنها دوسال به بازنشستگي فرمانده شيفت«ب» ايستگاه 100 مانده؛ آن‌قدر كه رفيق است با نيروهايش.فرمانده‌اي كه دل حادثه از بودنش فرومي‌ريزد اما قلب نيروهايش به بودنش «قرص» است.

شما 28 سال سابقه خدمت داريد؛ 28 سال آتش‌نشان بودن .اين همه سال چطور با سختي‌هاي اين شغل كنار آمديد؟
من براي شما خاطره‌اي را بازگو مي‌كنم. روز اولي كه آمدم براي استخدام،آقايي مسئول گزينش ما بودند و از شغل آتش‌نشاني براي ما صحبت مي‌كردند. بعد از اينكه صحبت‌هايش تمام شد برگه‌اي را مقابلم گذاشت براي امضا و من هم بدون تامل خودكار را برداشتم كه فرم را امضا و به روياي ديرينه‌ام دست پيدا كنم،روياي آتش نشان شدن.همان موقع بود كه بهم گفت:صبر كن! مي‌دوني داري چي رو امضا مي‌كني؟». جواب دادم كه بله! فرم قرارداد است ديگر. گفت:«نه! اين امضاي خون تو محسوب مي‌شه.حالا اگه مي‌خواي امضاش كن». ولي باز هم مقتدرانه فرم را امضا كردم.

در اين 28 سال شد كه از امضاي‌تان پشيمان بشويد؟
نه.. واقعا هيچ‌وقت از شغلم و از آن امضاي روز اول پشيمان نشدم.

نگراني خانواده روي شما تاثير نگذاشته است؟
من هرباري كه به منزل برمي‌گردم، دخترم حتي اگر خواب هم باشد بيدار مي‌شود و من را مي‌‍‌‌بيند كه برگشته‌ام. بعد كه خيالش از سلامت من راحت شد باز مي‌رود تا بخوابد.مي‌خواهم بگويم اين دلهره مدام با خانواده‌هاي ما هست و براي‌شان عادي نمي‌شود.البته خانواده‌هايي بوده‌اند كه شرط ازدواج فرزندان‌شان را استعفا از اين شغل و خطراتش گذاشته بودند اما خانواده نيروهايي كه خدمت مي‌كنند، به اندازه آنان براي اين شغل از خود گذشتگي كرده اند.

آتش‌نشان‌ها هم مثل همه‌ مردم زندگي‌اي دارند كه طبعا خالي از مشكل نيست. واقعا زماني كه به عمليات مي‌رويد، به هيچ‌چيز جز عمليات فكر نمي‌كنيد؟ مگر مي‌شود؟
واقعا همين طور است. از زماني كه زنگ عمليات مي‌خورد ديگر هيچ‌چيز جز انجام درست آن ماموريت براي‌مان مهم نيست. من به عنوان فرمانده در طول مسير و در بازه زماني يك الي نهايت سه دقيقه بايد در مورد آن عمليات و نحوه انجامش تصميم بگيرم؛ از نحوه اجراي عمليات تا آرايش نيروها و تجهيزات. واقعا به چيز ديگري فكر نمي‌كنيم.

فرماندهي عمليات مسئوليت سنگيني دارد.
بله،از لحظه آغاز شيفت كاري تا لحظه‌اي كه آزاد مي‌شوند، كل مسئوليت نيروها بر عهده فرمانده است.

از روز حادثه «پلاسكو» بگوييد. دو نفر از نيروهاي شما اعزام شده بودند براي عمليات. حال و هواي خود شما چطور بود؟
من تمام آن ساعت‌ها جلوي ايستگاه قدم مي‌زدم و حتي يك دقيقه نمي‌توانستم كه بنشينم.حتي بعد از اينكه با ما تماس گرفتند و اعلام كردند كه حال‌شان خوب است، باز هم آرام نشدم تا وقتي كه برگشتند به ايستگاه. مسئوليت نيروها با فرمانده است. حتي از لحاظ ريكاوري بچه‌ها بعد از عمليات هم مسئوليت سنگيني برعهده فرماندهان است و بايد بتوانند دوباره به نيروهاي‌شان روحيه و اميد ببخشند.

اين‌طور كه ديدم رابطه شما با نيروهايتان فراتر از رابطه‌هاي سازماني است.
بايد هم اين‌طور باشد. ما 10 روز ماه را به طور كامل با يكديگر زندگي مي‌كنيم و واقعا مثل اعضاي خانواده هستيم.نمي‌شود در اين فضا نسبت به دغدغه‌ها و مشكلات يكديگر بي اعتنا باشيم.

آتش‌نشان‌ها به شدت متواضع و صبورند. اين روحيه از كجا مي‌آيد؟
اين وظيفه ما ست. بچه‌ها از هيچي دريغ نمي‌كنند؛ نه مال و نه جان‌شان. بارها شده سرعمليات با تلفن شخصي‌شان تماس گرفته‌اند و هزينه آن بر عهده خودشان بوده است اما اين مسائل در چشم‌شان مهم نيست. آتش‌نشان‌ها واقعا صبور و از خودگذشته اند.

در بحث تجهيزات ،وضعيت آتش‌نشاني چگونه است؟
من به ضرس قاطع مي‌گويم كه مشكل ما تجهيزاتي نيست. ما در موضوع زيرساخت‌هاي شهر تهران، مشكلات جدي داريم.مثلا در زمينه ساخت‌وسازها، مالكين و مهندسين به ما هفت متر جا نمي‌دهند كه اگر اتفاقي افتاد، نرده‌بان‌هاي ما بتواند جا گيري كند. مجبور مي‌شويم كه نرده‌بان‌هايمان را با فاصله زيادي از محل حادثه وبه صورت شيب‌دار جانمايي كنيم كه خب همين موضوع سبب كاهش ارتفاع نرده‌بان مي‌شود.

آتش‌نشاني در ديد شما چگونه است؟
واقعيتي را مي‌خواهم به شما بگويم. تنها چيزي كه براي ما مهم است،«خدمت» به مردم و حفاظت ازآن‌هاست. اين موضوع نيازي به اثبات ندارد.آتش نشان آرام ندارد كه مردم در آرامش باشند و اين همان موضوعي است كه ما را به اين شغل پايبند كرده و متعهد.

خبر

به گزارش پارس نیوز، مسعود قادی پاشا، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران روز گذشته در نشست خبری درخصوص حادثه پلاسکو اعلام کرد: تاکنون ۶ پیکر از ۷ پیکر کشف شده از اوار ساختمان پلاسکو در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفته است.

 

مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران افزود: از خانواده های مفقودین می خواهیم جهت اخذ تست DNA، مراجعه کنند.

وی در ادامه به انتشار مطالب کذب و حاشیه ای در خصوص پیکرهای یافته شده در فضای مجازی گفت: تمام جنبه های مرگ اعم از زمان فوت، علت فوت از سوی پزشکان متخصص تحت بررسی قرار می گیرد، اینکه اعلام شده پیکرهای یافت شده گرم بوده و تا ساعاتی قبل از یافت شدن زنده بوده اند اساساً کذب است.

قادی پاشا تصریح کرد: حتی نمونه آزمایش تشخیص تنفس در کانون آتش سوزی نیز بر روی متوفیان صورت گرفته است بررسی ها نشان داد هر گونه تنفس دوده و منواکسید کربن در متوفیان وجود نداشته است.

وی افزود: زمان فوت پیکرهای شناسایی شده با زمان حادثه همخوانی داشته است پس اجازه دهید در خصوص مسائل و علل مرگ اظهارات کارشناسی را مطرح کنیم.

خبر

اولین گروه کوهنوردی گیلان

نخستین گروه کوهنوردی گیلان که در اوایل دهه بیست در رشت شکل گرفت. این گروه در شهریور هزارو سیصدو بیست وچهار بود که به سرپرستی شادروان محمد کوچصفهانی(پدر ورزش گیلان) به قله درفک وسال بعد به بلندترین کوه ایران, دماوند صعود کرد و گزارش آن در جراید آن سالها منعکس گردید.

منبع: کانال گیلان قدیم

اورست

کوه اورست با نام نپالی ساگارماتا (به معنی سر آسمان) و نام تبتی کومولانگما بلندترین کوه کره زمین است. ارتفاع قله آن از سطح دریا معادل 8848 متر است. این کوه در رشته کوه های هیمالیا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت در کشور چین قرار گرفته است.

در سال 1856، در طرح نقشه برداری مثلثاتی بزرگ هند، برای اولین بار ارتفاع قله اورست که در آن زمان با نام قله 15 شناخته می شد به مقدار 8840 متر گزارش شد. در سال 1865، نام انگلیسی رسمی اورست توسط انجمن سلطنتی جغرافیا بنابر توصیه نامه اندرو واگ، رئیس وقت ممیزی بریتانیا در هندوستان انتخاب شد. واگ نمی توانست یک نام محلی و عمومی را پیشنهاد کند، چرا که در آن زمان امکان دسترسی افراد بیگانه به تبت و نپال وجود نداشت. با این حال، نام چامولونگما برای قرون متمادی در میان تبتی ها و نپالی ها رایج بود.

قله اورست توجه بسیاری از کوهنوردان در تمام رده ها را جلب کرده است. از کوهنوردان حرفه ای و مجرب تا کوهنوردان مبتدی که مایل به پرداخت مبالغ قابل توجهی هستند تا توسط کوه نوردان حرفه ای راهنمایی شوند و صعودی کامل و موفقیت آمیز را رقم بزنند. با وجودی که مسیر استاندارد صعود این کوه، حاکی از عدم احتیاج به تجهیزات و حربه های حرفه ای و دشوار است (صعود به قله های هشت هزار متری دیگر از قبیل کی 2 و نانگا پاربات بسیار دشوارتر است.)، عوامل خطرآفرین طبیعی از قبیل بیماری ارتفاع، بادهای شدید و آب و هوای نامطلوب نیز وجود دارند. تا انتهای فصل کوه نوردی سال 2007، 3679 صعود به قله از سوی 2436 نفر انجام گرفت. بر طبق آمار ثبت شده، اورست جان 210 نفر را گرفته است که علاوه بر آن هشت نفر نیز بر اثر طوفانی شدید در سال 1996 جان خود را از دست دادند. همچنین شرایط نابه سامان ناحیه مرگ باعث می شود سقوط افراد باعث از بین رفتن آنها شود.

شناسایی بلندترین قلهٔ جهان

در سال 1808، کشور بریتانیا طرح نقشه برادری مثلثاتی بزرگ هند را به منظور شناسایی مکان و نام های بلندترین کوه های جهان آغاز نمود. در ابتدا تیم نقشه برداری با حمل یک تئودولیت (دوربین نقشه برداری) غول پیکر 500 تنی (که برای حمل آن احتیاج به 12 نفر بود) رفته رفته به سمت شمال حرکت کردند تا ارتفاعات را تا حد امکان اندازه گیری کنند. تیم مذکور سرانجام در دهه 1830 به دامنه های رشته کوه های هیمالیا رسید. با این وجود کشور نپال به علت داشتن سوءظن تجاوز سیاسی و دیگر احتمالات موجود از ورود تیم بریتانیایی به این کشور جلوگیری کرد. همچنین تمام تلاش ها و درخواست های تیم نقشه برداری با شکست مواجه شد.

نام گذاری: نام تبتی کوه اورست، چومولونگما یا کومولانگما (مادر مقدس) است که برگردان لغوی آن به چینی ژومولانگما فنگ (چینی ساده: 珠穆朗玛峰؛ چینی باستانی: 珠穆朗瑪峰) که اشاره به مادر زمین دارد است. ترجمهٔ چینی آن شنگمو فنگ (چینی ساده: 圣母峰؛ چینی باستانی: 聖母峰) است که اشاره به مادر مقدس دارد. با توجه به گزارش های انگلیسی در میانهٔ قرن نوزدهم، نام محلی آن در دارجیلنگ، دئودونگا به معنی کوه مقدس گزارش شده است.

در سال 1865، انجمن سلطنتی جغرافیا نام رسمی این کوه را پس از پیشنهاد آندرو واگ، رئیس وقت ممیزی بریتانیا در هند برگزید. واگ این نام را به یادبود سر جرج اورست انتخاب کرد. هرچند تلفظ امروزی نام این کوه (اورست) متفاوت با تلفظ نام سر جرج اورست (ایورست) است.

در اواخر قرن نوزدهم بیشتر نقشه کشان به اشتباه دچار این باور بودند که نام محلی این کوه «گاریسانکار» است. این اشتباه نتیجهٔ سردرگمی در ناحیهٔ دیدی بود که اورست و گاری سانکار را در یک راستا قرار می داد. بعدها این اشتباه از زاویهٔ دید کاتماندو اصلاح گشت.

در اوایل دههٔ 1960، دولت نپال نام رسمی ساگارماتا را بر کوه اورست نهاد. این نام پیشتر به کار نرفته بود، در حالی که ساکنان محلی عموما آن را با نام چومولونگما می شناختند. دولت نپال برنامه ای برای یافتن نامی نپالی برای کوه معین کرد. چرا که نام شارپا تبتی چومولونگما به علت مغایرت با طرح نپالیزه کردن این کشور قابل قبول نبود.

در سال 2002، روزنامه پیپلز دیلی مقاله ای منتشر کرد که در آن با ادامه استفاده نام انگلیسی این کوه در غرب مخالفت کرده بود. این مقاله متذکر شده بود نام چینی این کوه که از 280 سال پیش در نقشه های چینی آورده شده بود نسبت به نام انگلیسی آن ارجحیت دارد.

به همین علت، تیم می بایست مشاهدات خود را از ترای، منطقه ای مشرف و موازی با رشته کوه هیمالیا ادامه دهد. شرایط این منطقه به علت وجود باران های سیل آسا و مالاریا بسیار دشوار بود، به طوری که سه نقشه بردار بر اثر مالاریا جان خود را در حالی از دست دادند که دو تن دیگر به علت ناتوانی های جسمی مجبور به استراحت بودند.

اندازه گیری: در سال 1856 اندرو واگ ارتفاع قلهٔ اورست (بعدها با نام قله 15) را 8840 متر گزارش کرد که این مقدار پس از چند سال محاسبه بر روی مشاهدات جمع آوری شده توسط طرح نقشه برداری مثلثاتی، گزارش شد.

اخیرا ارتفاع این کوه، 8848 متر شناخته شد، با این حال مقداری اختلاف در اندازه گیری همواره وجود دارد. در نهم اکتبر 2005، پس از چند ماه اندازه گیری و محاسبه، سازمان ملی نقشه برداری جمهوری خلق چین، رسما ارتفاع این کوه را 8848.43 متر ± 0.21 متر گزارش کرد. این سازمان مدعی است که این مقدار، دقیق ترین و جامع ترین مقداری بوده که در طول تاریخ برای این کوه گزارش شده. این ارتفاع بر اساس بلندترین نقطهٔ صخره و بدون محاسبهٔ ارتفاع برف و یخی است که روی آن را پوشانده. همچنین تیم چینی توده ای از یخ و برف به عمق سه متر اندازه گیری کردند که با اضافه کردن آن به ارتفاع اندازه گیری شده، همان مقدار محاسبه شده قبلی یعنی 8848 متر به دست می آمد. تغییر ضخامت این توده در طول زمان، باعث این می شود که هیچ گاه نتوان ارتفاعی قطعی برای آن تعیین نمود.

ارتفاع 8848 متر برای اولین بار توسط یک پروژهٔ نقشه کشی هندی در سال 1955 در فاصله ای نزدیک تر به کوه و با استفاده از تئودولیت ها تهیه و تعیین گشت. سپس این مقدار متعاقبا توسط اندازه گیری یک تیم چینی در سال 1975 تأیید شد. در هر دو پروژه، ارتفاع کلاهک برفی نیز علاوه بر بلندترین نقطهٔ صخره ای اندازه گیری شده بود. در مه 1999، هیئتی اعزامی به رهبری بردفورد واشبورن، یک واحد جی پی اس را بر روی سطح بستر صخره ای قرار دادند که این محاسبه ارتفاع 8850 متر به علاوهٔ یک متر سطح کلاهک برفی نشان داد. با این حال هیچ یک از این مقادیر توسط دولت نپال به رسمیت شناخته نشده و این مورد بارها در جایگاه های مختلف ذکر شده است.

نقشه ای حاوی جزئیات زیاد (با مقیاس 150000) از منقطهٔ خومبو و بخش جنوبی کوه اورست توسط اروین اشنایدر، عضو تیم اعزامی جهانی صعود هیمالیا در سال 1955 تهیه شد. همچنین برجسته نگاری پرجزئیات تری از منطقهٔ اورست توسط بردفورد واشبورن در اواخر دههٔ 1980 با استفاده از شیوهٔ عکاسی هوایی گسترش یافته تهیه شد.

چنین تصور می شود که حرکات صفحه های پوستهٔ زمین سبب افزایش طول قله و جابه جایی آن به سمت شمال شرق می شود. گزارش های حاصل از دو محاسبه نشان می دهد که آهنگ تغییرات به صورت 4 میلیمتر افزایش ارتفاع و 6-3 میلیمتر حرکت به سمت شمال شرق در سال است، اما دیگر محاسبات حاکی از آن است که جابه جایی بیشتر از این مقدار (27 میلیمتر) بوده و حتی کاهش ارتفاع نیز پیشنهاد شده است.

به نظر می رسد که منطقهٔ کوه اورست و در واقع رشته کوه هیمالیا متحمل ذوب یخ در طی گرم شدن زمین است.

مقایسه: اورست کوهی است که قلهٔ آن بیشترین ارتفاع از سطح آب های آزاد را داراست. با این حال کوه هایی دیگری نیز وجود دارند که مدعی لقب «بلندترین قله های زمین» هستند. کوه مانوکیا در هاوایی، کوهی است که اگر ارتفاع آن از پایهٔ آن اندازه گیری شود، بلندترین قلهٔ زمین خواهد بود؛ ارتفاع آن از پایه به 10.200 متر می رسد، با وجودی که تنها 4.205 متر از آن بالاتر از سطح دریا است.

مسیرهای صعود: کوه اورست دارای دو مسیر اصلی صعود است که یکی در دامنهٔ جنوبی در نپال و دیگری در دامنهٔ جنوبی در تبت قرار دارد. همچنین تعداد زیادی مسیرهای فرعی که استفادهٔ کمتری از آنها می شود. در بین این دو مسیر، مسیر جنوبی آسان تر بوده و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. این مسیر همچنین، مسیر صعود ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای (اولین صعود موفق به قله در سال 1953) است. همچنین این مسیر، اولین مسیر از بین پانزده مسیری بود که تا سال 1996 برای صعود به قله شناخته شده بودند.

بیشتر اعزام ها قبل و در طول ماه می و قبل از فصل تابستان و بادهای موسمی انجام می گیرد. هنگامی که فصل بادهای موسمی رفته رفته فرا رسد، تغییرات به وجود آمده، از سرعت تندباد که به سمت شمال می وزد می کاهد. صعودهایی که بعضا در فصول بعد از بادهای موسمی و در سپتامبر و اکتبر، هنگامی که تندبادها مجددا به سمت شمال شروع به وزش می کنند، سخت تر خواهند بود. چرا که برف های باقی مانده از ابرها و بادهای موسمی و همچنین توده های هوایی با پایداری کمتر، آخرین توان خود را در این ناحیه تخلیه می کنند.

مسیر جنوبی: صعود از طریق مسیر جنوبی با عزیمتی به پایگاه اصلی در ارتفاع 5380 متری آغاز گشت.

صعودها

اولین صعود بدون استفاده از کپسول اکسیژن: در 8 مه 1978، رینولد مسنر (ایتالیا) و پیتر هابلر (اتریش) اولین صعود بدون استفاده از کپسول اکسیژن را از طریق مسیر جنوبی رقم زدند. در 20 آگوست 1980، مسنر برای اولین بار در تاریخ، به تنهایی قلهٔ اورست را بدون استفاده از کپسول اکسیژن و هرگونه پشتیبانی از مسیر سخت تر شمالی فتح نمود. او سه روز متوالی پس از شروع حرکتش از کمپ خود در ارتفاع 6500 متری زمان برای رسیدن به قله وقت صرف کرد.

فرود بالگرد

در 14 مه 2005، خلبان فرانسوی، دیدیر دلساله، یک فروند بالگرد Eurocopter AS 350 B3 را بر فراز قلهٔ اورست فرود آورد و پس از حدود 4 دقیقه مجددا پرواز کرد. بر همین اساس، دلساله رکورد فرود و پرواز در بلندترین ارتفاع را نصیب خود کرد.

درآمدها

کوهنوردان منبع کسب درآمد توریستی قابل توجهی برای کشور نپال هستند. دولت این کشور تمامی کوه نوردان را مستلزم به پرداخت مبلغ زیادی برای دریافت جواز صعود می کند که این مبلغ چیزی در حدود 25 هزار دلار آمریکا به ازای هر نفر است.

خواندنی ها

راهب در چادرهای خیمه ای و دود گرفته مشغول دعا بود، برف نم نمک آغاز شده بود.

در چادر دیگر کوهنورد ادم شده تایوانی با مرگ مبارزه می کرد، او را درون گاموبگ (کیسه پرفشار هوا) قرار داده بودند. باربران تبتی پیچیده درون پوشش سرخ نظاره گر و همراه با راهب کلمات دعا را زمزمه می کردند. یاک چران ها از دشت به کمپ آمده بودند و یاک ها را درون آغل به حال خود رها کرده بودند.

پیرمرد دستفروش که چند کلمه انگلیسی بلد بود سعی می کرد تا با بیان اوضاع برای خود جای پایی در کمپ برپا کند تا به نحوی سنگ ها و پارچه های پرزرق و برق را به کوهنوردان نگران بفروشد. او در پایان هر جمله یک بار کلمه دولو (دلار) را استفاده می کرد تا خریدار بداند او دلار هم قبول می کند!

پایان ناله های مرد تایوانی همراه با گریه ای ریز بود از سوی همنوردان او! راهب سراسیمه خود را به کنار چادر کوهنوردان رساند تا حق دعایش پایمال نشود! پدر با تشر پسران خود را به سمت آغل ها روان ساخت تا یاک های برف گرفته را تیمار کنند.

امشب، چادر تنها به راهب و کوهنورد نگون بخت تعلق دارد. راهب پس از دریافت حق دعایش خارج شده و در مه غلیظ اطراف کمپ به سمت چومولونگما ایستاد تا دعای خود را به سمت مادر خدای زمین به پایان رساند.

مرگ برای مردم تبت حکم حلول روح در جسم دیگری در سر زمین ستم کشیده و ساکنین بام دنیا را دارد.

برگرفته از خاطرات رضا زارعی در سفر به شیشاپانگما

خواندنی ها

در سکوت رسانه ای، زمزمه ها حاکی از تمایل دو کوهنورد اسپانیایی برای صعود زمستانی به اورست دارد.

21 دسامبر آغاز فصل زمستان همراه خواهد بود با ثبت صعودهای رسمی زمستانه. اما برخلاف شور و شوق سال قبل در صعود به نانگاپاربات که پس از نزدیک به 20 تلاش موجب صعود یکی از سرسخت ترین قلل جهان در این فصل شد این بار کمتر توجهی به صعود زمستانی تنها 8000 متری باقی مانده یعنی کی 2 صورت گرفته و دو تیم روسی و لهستانی که پیش تر نیز زمزمه تلاش بر روی آن را داشتند به دلیل مشکلات مالی انصراف خود را اعلام کرده اند.

اما در سکوت رسانه ای، زمزمه ها حاکی از تمایل دو کوهنورد اسپانیایی برای صعود زمستانی به اورست دارد.

اورست که در سال 1980 توسط دو کوهنورد لهستانی یعنی کریستف ویلیچکی و لزک سیچی به عنوان نخستین 8000 متری در زمستان صعود شد، بعدها مورد توجه سایرین از جمله ژاپنی ها نیز قرار گرفت. کازوناری موراکامی، تاکاشی اوزاکی، نوبورو یامادا از ژاپن و ناوانگ یوندن از نپال در 16 دسامبر 1983 دومین صعود زمستانی آن را صورت دادند. همچنین به فاصله چند روز بعد یعنی در تاریخ 20 دسامبر 1983 فومیاکی گوتو و هیجی نازوکا، شینسوکه ازوکا، اوسامه تانابه، ریوشی هوشینو، یوشیو اوگاتا از ژاپن نیز موفق به صعود قله شدند.

ضمن آنکه در زمستان 1987 سونگ هو هیو از کره جنوبی در روز 22 دسامبر موفق شد به همراه آنگ ریتا از نپال (تنها صعود بدون کپسول اکسیژن در زمستان) را انجام دهد.

پس از دهه 80 میلادی تاکنون اغلب توجهات به صعود زمستانی سایر 8000 متری ها و صعود قلل از مسیرهای نو یا نرمال بوده و کمتر توجهی به صعود زمستانی شده است. حال دو کوهنورد اسپانیایی قصد دارند تا تلاشی دیگر را از مسیر نپال بر روی قله اورست صورت دهند. تلاشی که نه به اندازه صعود زمستانی نانگاپاربات و یا کی 2، ولی تا حدی رخوت زمستان کم رمق هیمالیا را از بین خواهد برد.

برخلاف تاریخ میلادی که 21 دسامبر (اول دی ماه شمسی) را به عنوان آغاز فصل زمستان می شناسد، در تقویم نپالی ها ماه های دسامبر، ژانویه و فوریه به عنوان ماه های فصل زمستان به شمار می روند. لذا در این مقاله تمامی صعودهای صورت گرفته در تقویم نپالی نیز آورده شده است.

هیمالیا

چو اویو (Cho Oyu) «الههٔ فیروزه» در ۲۰ کیلومتری غرب کوه اورست قرار دارد، این کوه در رشته کوه‌های هیمالیا و در مرز بین چین و نپال است. با وجود این‌که این قله ۸۲۰۱ متر ارتفاع دارد ولی به دلیل شیب نه چندان زیاد آن، اکثر کوهنوردان آن را آسان‌ترین صعود میان هشت‌هزار متری‌ها می‌دانند. امروزه این کوه پس از اورست بیشترین صعود یک ۸۰۰۰ متری را داراست و البته از نظر نسبت آمار کشته‌ها به صعودها، در رده آخر قلل ۸۰۰۰ متری قرار دارد.
در پائیز ۱۹۵۴ هربرت تیچی اتریشی به همراه «سپ جوچلر» و «هلموت هوبرگر» به همراه ۷ شرپا به چوآیو آمدند. آنها کمپ ۴ خود را در ارتفاع ۶۹۸۰ متری برپاکردنه بودند. روز صعود در ساعت ۶ بامداد تیچی به همراه جوچلر و شرپا پاسانگ صعود طولانی خود به سمت قله را آغاز کردند. آنها در ساعت ۳ بعد از ظهر به فلات بزرگی رسیدند که قله چوایو را تشکیل می‌داد، جایی که به گفته آنها بر روی آن‌جا برای بازی‌های توپی هم وجود داشت! این صعود نخستین صعود یک ۸۰۰۰ متری پس از فصل مونسن بود. از نکات جالب این صعود تلاش پاسانگ داوا لاما بود، وی در مدت تنها سه روز از ۴۲۵۰ متری خود را به تیم حمله رسانده و به اتفاق ایشان قله را صعود نکرده بود.

در فوریه ۸۸ فرناندو گاردیو نخستین صعود انفرادی یک ۸۰۰۰ متری در زمستان را با صعود به چو ایو انجام داد. همچنین در سپتامبر ۸۸ مارک باتارد فرانسوی که در بهار این سال اورست را در مدت ۲۴ ساعت از مسیر جنوبی صعود کرده بود توانست به همراه «شرپا سونگدار» چوآیو را در زمان حیرت‌انگیز ۱۸ ساعت از کمپ اصلی صعود کند.[۱]
۷ عضو تیم ملی کوهنوردی ایران در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۷۹ موفق به صعود قله چو ایو از مسیر نرمال شمال‌غرب شدند. دو شرپا این کوهنوردان را در فتح قله همراهی و یاری می‌کردند.

عظیم قیچی‌ساز هیمالیانورد ایرانی در ۴ مهر ۱۳۹۲ بدون اکسیژن مصنوعی و بدون استخدام شرپا از این قله صعود کرد.

خبر

آخرین وضعیت آواربرداری در پلاسکو تا ساعت 17

چهارمین روز حادثه پلاسکو

سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران آخرین وضعیت آواربرداری از حادثه پلاسکو را تا ساعت 17 امروز تشریح کرد.

سید جلال ملکی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: در حال حاضر عملیات آواربرداری و جستجو در محل ساختمان پلاسکو ادامه دارد و البته سرعت این عملیات افزایش یافته است به طوریکه در ضلع جنوب شرقی و شمال شرقی ساختمان حجم زیادی از آوار برداشت شده و اما در بخش غربی همچنان بخش‌هایی در حال آوار برداری است.

ملکی با بیان اینکه به طور قطعی نمی‌توان زمانی را برای اتمام آواربرداری مشخص کرد گفت: عملیات آتش نشانان با چندین دستگاه بیل مکانیکی، چنگک، بولدوزر و ... ادامه دارد.

وی درباره آمار اجساد خارج شده از زیر

خبر

000

یکی از مهمترین دلایل آسیب دیدگی و حوادثی که بیشتر کوهنوردان در فصل زمستان با آن مواجه هستند؛ دست کم گرفتن هرکدام از این سه عامل(سرما-رطوبت-باد) میباشد.
انگشتان دست، پا، بینی در برابر سرما بسیار حساس بوده و همواره مستعد سرمازدگی هستند.
در صعودهای زمستانی یک و چند روزه و شب مانی در ارتفاعات بالا باید با استفاده از کفش و تجهیزات و پوشاک مناسب مراقب خود بوده و صعودی ایمن داشت.
بی شک عدم رعایت هر کدام از این سه عامل در فصل زمستان تاوان سخت و غیر قابل جبرانی را برای شخص خواهد داشت.
انجمن پزشکی کوهستان ایران

خبر

سخنگویان سازمان آتش‌نشانی و اورژانس کشور آمار برخی سایت‌ها مبنی بر مرگ 50 تن از آتش‌نشانان در این حادثه را تکذیب کردند.
به گزارش مشرق، ملکی گفت: ماموران آتش نشانی از سه طرف ساختمان برای آواربرداری وارد شده ‌اند و هنوز خبر دقیقی از تعداد افرادی که زیر آوار هستند، نداریم.

خالدی سخنگوی اورژانس کشور نیز در مورد آمار تلفاتی که برخی رسانه‌ها از حادثه آتش سوزی پلاسکو منتشر می کنند اظهار کرد: هنوز جسدی از ساختمان بیرون نیامده است.

به گفته خالدی، در حال حاضر دودشدیدی از ساختمان بیرون می‌آید که احتمال افزایش مصدومیت‌ نیز وجود دارد. گاز منطقه به خاطر مسائل ایمنی قطع شده است. در حال حاضر تنها نگرانی ما کسانی هستند که زیر آوار گیر کردند.

افزایش مصدومان به 70 تن

سرپرست اورژانس کشور نیز با اعلام آماده باش  بیمارستان‌های تهران جهت ارائه خدمات لازم به مصدومان حادثه پلاسکو، افزود: در حال حاضر ۵۷ دستگاه آمبولانس، ۱۰ دستگاه موتورلانس و چهار دستگاه اتوبوس آمبولانس در محل حادثه حاضر بوده و خدمات لازم را ارائه می‌دهند.

وی با اشاره به اینکه شمار مصدومان این حادثه به حدود 70 تن رسیده است، گفت: از این میان 23 تن به بیمارستان منتقل شده‌اند و حدود 47 تن نیز در محل درمان شدند. اغلب آنها آتش نشانان بوده‌اند.

 
منبع: ایسنا

خبر

حادثه پلاسكو مشابه فروریختن برج های دو قلو است، تخریب ساختمان مجاور به دلیل تسریع در عملیات آوار برداری

image
فرمانده عملیات آوار برداری حادثه پلاسكو با تأكید بر اهمیت حادثه پلاسکو گفت: حادثه ساختمان پلاسكو شبیه فروریختن برج های دوقلو در آمریكاست و باید در همین وسعت این حادثه بررسی كرد و همچنین باید در نظر بگیریم كه در آمریكا نیز بیش از سه ماه طول كشید تا شرایط به حالت عادی باز گردد.
به گزارش پایگاه خبری 125، مازیار حسینی با تشریح دلایل این حادثه گفت: مقاومت فولاد در برابر آتش به سرعت كاهش پیدا كرده و می بینیم كه با كاهش مقاومت در طبقات بالا ستون ها دچار ریزش شدند و با ضربه ناشی از حریق ستون ها مقاومت خود را از دست داده و سقف ها بر روی هم انباشته شده است و ساختمان ١٧ طبقه به دو طبقه مبدل شد.
وی با تأكید بر اینكه كار آوار برداری به سبب تراكم آهن آلات بسیار پیچیده است گفت: آهن آلات ساختمان در هم گره خورده و می توان گفت آوار برداری كاری این حادثه كاملاً تخصصی به شمار می آید.
وی تأكید كرد: عملیات در دو جبهه كاری پیش رفت؛ در ابتدا در خیابان جمهوری تونل ایجاد شد و دیگری در پاركینگ پلاسكو كه به ضلع پشتی ساختمان مشرف بود، انجام گرفت.
مازیار حسینی در ارتباط با تخریب ساختمان مجاور پلاسكو گفت: حجم آوار بر این ساختمان نیز فرود آمده و نمایی رو به رویی ساختمان سالم و پشت ساختمان كاملاً تخریب شده بود و ما برای اینكه بتوانیم شمال و جنوب جبهه كاری را به یكدیگر متصل كنیم این ساختمان را با حكم قضایی تخریب كردیم.
فرمانده عملیات آوار برداری حادثه پلاسكو در ادامه با تشریح امكانات شهرداری تهران و نحوه تصمیم گیری نهادهای مختلف در این حادثه گفت: طبق مصوبات شهردار تهران، رییس ستاد مدیریت بحران شهر تهران نیز هستند، شهرداری تهران به لحاظ تعدد نیرو و تخصص دارای امكانات كافی است و می تواند از عهده این كار بر آید و ما از امكانات بقیه عزیزان به شكل ستادی استفاده كردیم. اگر چه بسیاری از جمله نیروهای مردمی به كمك ما در این بحران شتافتند.
وی با اشاره به اینكه سطح بندی مدیریتی حادثه نیز دارای اهمیت است، گفت: فرماندهی حادثه به همراه مدیریت لجستیك دارای اهمیت است وقتی كسی فرماندهی میدان را بر عهده می گیرد بقیه باید به شكل ستادی با نیروها و لوازم لازم در كنار وی قرار بگیرند.
به گفته حسینی فاز نخست مدیریت بحران، پیشگیری از وقوع حادثه است كه باید بیش از پیش به آن توجه شود.

خبر

آوار برداری از ضلع جنوبی و شرقی ساختمان پلاسکو در حال انجام است

image
در حال حاضر آواربرداری با تمام توان از ضلع های جنوبی و شرقی ساختمان پلاسکو در حال انجام است.
به گزارش پایگاه خبری 125، به گفته جلال ملکی سخنگوی آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران با اعلام این مطلب در مورد آخرین وضعیت حادثه ساختمان پلاسکو و آواربرداری ها گفت: کماکان عملیات آواربرداری توسط آتش نشانان ادامه دارد و تا کنون تنها توانسته ایم یک شهید آتش نشان را از زیر آوار بیرون آوریم.
سخنگوی آتش نشانی وخدمات ایمنی شهرداری تهران با بیان اینکه آوار برداری از ضلع جنوبی و شرقی در حال پیگیری است، ادامه داد: توسط دادستان ضلع شرقی ساختمان اجازه تخریب گرفت تا روند آواربرداری تسریع پیدا کند.
ملکی با اشاره به برخی شایعات گفت: شهروندان به این موارد به هیچ عنوان توجه نکنند.
وی درباره حضور نیروهای مردمی گفت: از شهروندان خواستاریم از ازدحام جمعیت دراین محوطه و محوطه حادثه دیده خودداری کنند.
ملکی در پایان با اشاره به اینکه از نظر ماشین آلات کمبودی نداریم، خاطرنشان کرد: با تمام توان در خصوص آواربرداری فعالیت ها ادامه دارد.

فاجعه پلاسکو

نگاه به حادثه‌ی پلاسکو، با اشاره‌ای به محیط زیستِ درمانده

مرگ شماری از هم‌میهنان، به‌ویژه آتش‌نشانان جان‌برکف، و از میان رفتن یکی از نمادهای قدیمی شهر تهران و صدها میلیارد تومان سرمایه، بغض در گلوی هر ایرانی نشانده است. امروز، نه وقت مقصریابی است و نه زمان متهم‌سازی و نه هنگام ارزیابی کارشناسانه... . امروز فقط باید سپاسگزار و همراه همه‌ی کسانی باشیم که در این سرمای زمستان و با وجود تمام مشکلات، در کار نجات جان انسان‌ها و سرمایه‌های کشور بوده و هستند.

 اما، اعلام این که شهرداری و آتش‌نشانی، بارها و بارها در مورد مشکلات ایمنی ساختمان پلاسکو اخطار و هشدار داده بودند و ساکنان آن ساختمان اقدام لازم را انجام نداده اند، نشانه‌ای از یک اِشکال بزرگ و ساختاری در مدیریت کشور است؛ خطر شکل‌گیری حاکمیت بی‌اقتدار که تمامی عرصه‌های زندگی شهری و البته محیط زیست و میراث‌های طبیعی و فرهنگی ما را تهدید می‌کند. امروزه می‌بینیم که قانون‌شکنی، به سُخره گرفتن مقررات، گرفتن مجوزهای ایمنی و استاندارد و جز آن، از راه‌های غیرمتعارف و نامناسب و حتی «قانونی شدن» پاره‌ای بی‌قانونی‌ها در مجلس، به پدیده ای معمولی بدل شده است.

دستگاه های دولتی و دیگر بخش‌های حاکمیت، در بسیاری جاها که کم‌کاری یا فساد ندارند، دچار ضعف در به اجرا رساندن قانون و مقررات هستند. در این‌جا، به مصداق‌های زیر پا گذاشتن مقررات ایمنی ساختمان‌ها، نادیده گرفتن آیین‌نامه‌ی زلزله، ساخت‌وساز روی گسل‌ها، غیراستاندارد بودن آسانسورها، و یا فساد عمیق در بانک‌ها و گمرک‌ها و دیگر اداره‌ها نمی‌پردازم. فقط به محیط زیست، آن هم نه به مشکلات بزرگ آن بلکه به یک گوشه‌ی کوچک آن (به عنوان نمونه‌ای از صدها موردِ ریز و درشت) اشاره می‌کنم که ببینید چگونه قانون و اخلاق در برابر شماری قانون‌شکن و بی‌وجدان کم آورده و اِعمال‌ قانون سخت شده است.

چند سال است که در منطقه‌ی فریدونکنار، عده‌ای صیاد (که حساب آنان از حساب صیادهای بومی و قانع جدا است) به شکلی بسیار بی‌رحمانه اقدام به دام‌گستری‌های غیرقانونی و صید و کشتار گسترده‌ی پرندگان مهاجر، چه پرندگان مجاز برای صید و چه حمایت‌شده، می‌کنند. در این چند سال، چند بار ماموران سازمان حفاظت محیط زیست و حتی نیروی انتظامی خواسته است که جلوی این صیادان را بگیرد، اما آنان با چوب و چماق و اسلحه نگذاشته اند. حتی امسال که انفلوانزای پرندگان شیوع یافته و به جز سازمان محیط زیست، مسوولان بهداشت کشور هم گفته اند که صید باید متوقف شود، اما باز هم این گروه به قانون‌شکنی خویش ادامه می‌دهند.

خبر

فراخوان جشنواره/بخش دوم

اطلاعیه دوم فراخوان دهمین جشنواره یخ نوردی و ورزشهای زمستانی

مخاطبین: شرکت در این جشنواره برای عموم کوه نوردان آزاد است. مهلت ونحوه ثبت نام: • ثبت نام از روز 

دوشنبه ۹۵/۱۱/۴شروع و تا پایان روز شنبه ۹۵/۱۱/۱۶ به صورت الکترونیک و غیر حضوری خواهد بود. بخش های

تخصصی جشنواره : • جشنواره شامل بخش های یخ نوردی ، درای تولینک ، اسکی آلپاین ،و کوهپیمایی

زمستانه خواهد بود . ( تذکر : جهت حضوردر بخش های مختلف جشنواره ثبت نام الزامی است) هزینه شرکت

دربرنامه برای هرنفر دربخش یخ نوردی و درای تولینگ ۱۵۰ هزارتومان • دربخش اسکی آلپاین وآشنایی با اسکی

کوهستان ۲۵۰هزارتومان • دربخش کوهستان و صعودهای زمستانه ۸۰هزارتومان ( توضیح اینکه اعضای رسمی

انجمن از ۱۵ درصد تخیفیف درهزینه ها بهرمند خواهند شد والبته همراه داشتن کارت عضویت ضروری می باشد.)

*شرایط و نحوه ثبت نام • آشنایی کافی با رشته های تخصصی اعلام شده. • داشتن کارت بیمه جدید ورزشی .

• همراه داشتن وسایل کامل رشته تخصصی. ( تذکر: درخصوص لوازم تخصصی اسکی امکان کرایه نمودن کفش و

ست اسکی با هزینه ای مناسب برای کارآموزان فاقد وسایل درمنطقه مهیاست .) • همراه داشتن وسایل کامل

شخصی ، کیسه خواب ، لباس گرم و مناسب منطقه ، تغذیه در طول برنامه خورد و خوراک اختصاصی لازم. • با

انتخاب رشته مورد نظر واریز مبلغ هزینه آن به حساب جاری و کارت انجمن صورت گیرد ، ارسال تصویر وجوه

پرداختی یا شماره پیگیری و همچنین تصویر کارت ملی به مسئول ثبت نام ارسال گردد. • شماره حساب جاری

انجمن 71746172 بانک کشاورزی شعبه مرکزی • شماره کارت انجمن 6037701199504223 بنام انجمن کوه

نوردان ایران • شماره تلگرام و ارسال تصویر فیش پرداختی و پیامک به شماره 09124097642- آقای جوادنظام

دوست. • شماره تماس برای اطلاعات بیشتر بخش روابط عمومی 09126017261-مصطفی شکرآبی. • پس از

واریز وجه و اعلام ثبت نام و دادن شماره تلگرام به گروه تخصصی جشنواره اضافه خواهید شد و با مسئولین بخش

ها ، مربیان و اساتید دوره تا شروع برنامه مرتبط خواهید شد. هزینه های؛ اسکان، ورودی پیست و بالابر،

ترانسفرمنطقه، آموزش، ورودی مدرسه یخ نوردی، بیمه حوادث تکمیلی و مسئولیت مدنی را از محل وجوه

دریافتی محاسبه خواهد شد . پذیرش شرکت کنندگان ثبت نام شده روز سه شنبه ۱۹بهمن ماه از ساعت۲۰

الی ۲۳ خواهد بود .

آدرس محل اسکان و ریز برنامه جشنواره متعاقبا" اطلاع رسانی" خواهد شد .

 

روابط عمومی انجمن کوه نوردان ایران

 

خبر

اظهارات رئیس هیئت کوهنوردی لرستان در خصوص سقوط کوهنورد الیگودرزی و سپس عذر خواهی از بیان این مطالب نشان از بی اطلاعی و بی مسئولیتی متولیان ورزش استان نسبت به ورزشکاران سایر شهرستانها دارد.

به گزارش سفیر افلاک ،سعید گودرزی کوهنورد الیگودرزی صبح روز جمعه 24 دی ماه بر اثر سقوط از قله  "کول جنو " از ارتفاعات اشترانکوه بعلت صدمات مغزی جان باخت .

این حادثه در همان ساعات اولیه  در شبکه های اجتماعی پخش شد و پیامهای تسلیتی از سوی مسئولین ،ورزشکاران و مردم شهرستان برای وقوع  این حادثه صادر شد و پیکر این  مرحوم در روز یکشنبه  26  در گلزار اکبر علی شهرستان  به خاک سپرده شد.

عکس،تصویر،سعید گودرزی،کوهنورد الیگودرزی،سقوط کوهنورد الیگودرزی

ولی اظهارات رئیس هیات کوهنوردی لرستان تنها یک روز بعد از وقوع این حادثه تعجب بسیاری از ورزشکاران و مردم شهرستان را برانگیخت .

کوهنورد سقوط کرده کارآزموده و آموزش دیده نبوده /صعود خارج از برنامه‌های هیات بود

 سید آرش قیاسیان ؛ رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی لرستان در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به سقوط این کوهنورد در اشترانکوه اظهار کرد: سه نفر برای این کار به‌صورت آزاد و بدون هماهنگی با هیأت اقدام نمودند که این کار خارج از برنامه‌های ما بوده و برای کوه‌پیمایی به دامنه‌های اشترانکوه رفته‌اند که متأسفانه این اتفاق رخ داد.

وی ادامه داد: هیچ‌کدام از این سه نفر جزء کوهنوردی‌های آموزش‌دیده و کارآزموده نبوده و در قالب هیچ گروه کوهنوردی هم نیستند.

عکس،تصویر،سعید گودرزی،کوهنوردالیگودرزی

قیاسیان با بیان اینکه آنان فاقد تجهیزات لازم کوهنوردی بوده‌اند، اضافه کرد: متأسفانه مرحوم سعید گودرزی که از فرهنگیان بازنشسته بوده از فاصله 70 متری به دره‌ی برفی سقوط و بر اثر ضربه‌مغزی جانش را از دست داد.

رئیس هیأت کوهنوردی لرستان یادآور شد: قله «کول جنو» اشترانکوه خیلی فنی و سخت است و فقط کوهنوردان آزموده و ماهر می‌توانند به این قله صعود کنند.

وی خاطرنشان کرد: مرحوم گودرزی جزو بیمه‌شدگان هیأت کوهنوردی الیگودرز نبوده است.

قیاسیان تأکید کرد: افرادی که قصد کوهنوردی دارند باید با هماهنگی هیأت‌های شهرستانی، فراگیری آموزش‌های لازم، با تجهیزات کافی و آگاهی از مکان کوه‌ها و قله‌ها اقدام کنند.

عکس،تصویر،سعید گودرزی،کوهنوردالیگودرزی

بیانیه اداره ورزش الیگودرز وچند سوال از رئیس هیأت کوهنوردی لرستان

اداره ورزش وجوانان الیگودرز درخصوص این اظهارات واکنش نشان داد طی اطلاعیه ای ارسالی برای این پایگاه خبری اعلام نموده است:

شادروان سعید گودرزی سالیان متوالی در صعودهای ورزشی استانی و خارج از استان شرکت داشته‌ است  و باید نسبت به اظهارات رئیس هیأت کوهنوردی لرستان چندین سوال از وی پرسیده شود و به همه آنها پاسخ دهد.  

1- چرا حضور زنده‌یاد در مراسم بزرگداشت کوهنوردان سایر شهرستان‌ها در آن مقطع، قانونی و ایشان جزء کوهنورد لرستان بحساب می آمد ولی  حال که جان خود را در کوهستان از دست داده  از لیست کوهنوردان استان خارج می‌شود و او را یک کوهنورد غیرحرفه‌ای می‌خوانید؟!

2-سوال دوم چرا کوهنوردانی که از دیگر شهرها جان خود را از دست داده شما دست‌به‌قلم نشده وبا رسانه‌ها را در جریان موضوعات قرار نداده اید ؟!

3-آیا حضور مرحوم گودرزی  در برنامه‌های امدادرسانی به کوهنوردان حادثه‌دیده و تلاش وی  در این زمینه در گذشته غیرقانونی بوده و اگر غیرقانونی بوده چرا از حضور ایشان به دلیل مبتدی بودن جلوگیری بعمل نیامد؟!

4-زمانی که زنده‌یاد جهت ترمیم و تجهیز پناهگاه کول‌جنو به سختی همراه سایر کوهنوردان به بالا بردن مصالح ساختمانی و آهن‌آلات موردنیاز فعالیت می‌نمود  شما (آقای قیاسیان) کجا بودید؟

مگر غیر از این نیست که این فعالیت‌ها را رزومه کاری هیات کوهنوردی استان لرستان قرار داده و اعتبارات از انجام این قبیل پروژه‌ها از طریق فدراسیون کوهنوردی و ادارات مربوط دریافت و هیچ سهمی از آن اعتبارات نصیب هیات شهرستان الیگودرز نشده و یقیناً نخواهد شد.

عکس،تصویر،سعید گودرزی،کوهنوردالیگودرزی

لذا یادآور می‌شود که بیمه مرحوم گودرزی در تاریخ 23 خردادماه به نام فدراسیون کوهنوردی صادر گردیده است وایشان در تمام برنامه صعودهای زمستانه هیات استان از جمله قالی کوه، الوند همدان، دماوند، شاهان کوه بختیاری با هیات استان همراه بوده است و ضمناً شادروان دارای مدرک کارآموزی کوهپیمایی می‌باشد.

در پایان از رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی لرستان تقاضا داریم گروه‌های کوهنوردی دارای مجوز در استان لرستان را معرفی تا از این پس علاقه‌مندان به کوه جهت آموزش کوهنوردی به‌صورت حرفه‌ای مراجعه نمایند.

رئیس هیأت کوهنوردی لرستان از اظهارات خود ابراز پشیمانی کرد و عذرخواهی نمود

حسین علی شفیعی رئیس اداره ورزش وجوانان الیگودرز در گفت وگو با هیجار  گفت : متاسفانه اظهارات رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی لرستان بر اساس گزارشهای نادرست وبدون هماهنگی با اداره ورزش شهرستان  بوده است .

شفیعی،رئیس اداره ورزش وجوانان الیگودرز،عکس،تصویر

بیانیه این اداره جهت جلوگیری ازضایع شدن حقوق مرحوم سعید گودرزی  بوده می باشد .

وی ادامه داد : قبل از مراسم خاکسپاری آقای قیاسیان با تماس تلفنی ضمن پشیمانی از اظهارات خود از خانواده مرحوم گودرزی عذرخواهی و در مراسم خاکسپاری این مرحوم  نیز شرکت نمود.

صعود وفعالیتهای کوهنوردان الیگودرز به نام وکام هیئت کوهنوردی استان

شفیعی اضافه کرد :متاسفانه تا کنون هیچ اعتباری از سوی هیات کوهنوردی جهت فعالیتهای ورزشی به اداره ورزش و جوانان الیگودرز اختصاص داده نشده ولی هرگونه صعود وفعالیتهای  ورزشکارن کوهنورد الیگودرزی  به نام وکام  هیئت کوهنوردی استان به حساب آمده است .

حالا باید این سوال از مسئولین ورزش استان نیز  پرسیده شود قبل از بیان هر مطلبی در این خصوص نباید  اطلاعات اولیه را کسب  نموده  و سپس اظهار نظر نمایند ؟

همچنین در زمانی که  جامعه ورزشی و مسئولین شهرستان  تلاش برای ابرازهمدردی با خانواده مرحوم  را دارند این اظهارات نمکی بر داغ این خانواده نمی باشد ؟

آیا در هیئت کوهنوردی استان بانک اطلاعاتی از مدارک، بیمه ، دوره های آموزشی طی شده و .... از ورزشکاران وجود نداشته که چنین اظهار نظر می کنند ؟

چرا باید رئیس کوهنوردی استان مصالبی را بیان نمایند وبعد از گذشت  کمتر از 24ساعت از بیان آنها عذر خواهی وابراز پشیمانی نماید؟

ورزشکاران ،مسئولین و  پایگاه خبری الیگودرز منتظر پاسخگویی وهمچنین اقدامات لازم  اداره ورزش جوانان استان در این خصوص می باشد  ؟

کوه نوشت

«آرش قیاسیان» رئیس هیئت استان «لرستان»، با ارسال متنی به «کوه‌نوشت»، نسبت به اظهارت اخیر منتشر شده به نقل از وی در برخی پایگاه‌های خبری - از جمله «سفیرافلاک» - واکنش نشان داد . متن ارسالی وی به این شرح است:

بنده در خصوص فوت مرحوم گودرزی، ابراز تاسف نموده و مجدد به بازماندگان تسلیت عرض می‌نمایم . اما آنچه در پشیمانی و عذر خواهی از سوی بنده و به نقل از من عنوان شده  کذب است!

در جوابیه بیانیه شهرستان الیگودرز نیز باید عرض کنم؛ در حادثه اخیر  که متوجه مرحوم گودرزی شده تمامی اطلاعات ارسالی از جمله داشتن بیمه ورزشی و تعداد نفرات همراه مرحوم  همه از هیات کوهنوردی شهرستان اخذ و به اینجانب ارسال شده است .

در مصاحبه قبلی نیز با توجه به پر خطر بودن منطقه کول جنون بنده اظهار داشتم که اگر کوهنوردی وارد منطقه فنی و میکس شود نیاز است ک مهارتهای لازم و مدارج پیشرفته را طی نموده تا دچار حادثه نگردد. متاسفانه سرپرستی غلط و عدم  آگاهی  سرپرست این تیم به مسیرهای پرخطر در منطقه کول جنون باعث شد که جامعه کوهنوردی شهرستان و استان داغدار شده و  خانواده ایی را در مصیبت ببینیم!

در خصوص حضور بنده در ترمیم پناهگاه کول جنون هم لازم است که به اطلاع برسانم با حضور جناب طاهری  پیشکسوت اراکی و کوهنوردان شهرستان الیگودرز اینجانب حضور داشته و از پیشکسوت کوهنوردی آقای جوکار نیز تجلیل نمودیم.